تبليغاتX
 سازدهنی
Sonny Boy Williamson 1899-1965
Sonny Boy Williamson 1899-1965
 
 
 
 
سانی بوی در حفظ میراث بزرگان بلوز و انتقال آن به نسلهای بعد نیز نقش مهمی داشته است. مثلا آهنگ Mr. Downchild در اصل از ساخته های Robert Johnson بود ولی اجل مهلتش نداد تا آن را ضبط کند. سانی بوی آین آهنگ را بر روی صفحه آورد و برای ما به یادگار گذاشت.

سانی بوی سالهای 1953 و 1954 را بیشتر در شهر Detroit گذراند و با گیتاریست های دیترویت مانند Baby Boy Warren و Calvin Frazier (که در دهه 40 از دلتا به دیترویت رفته بودند) کار می کرد. در سال 1955 سانی بوی که با شرکت Chess Records قرارداد بسته بود خانه ای در شهر میلواکی خرید و در آنجا اقامت گزید.

اولین آهنگ این دوره از فعالیتش Don't Start Me To Talkin' بود که در آن Muddy Waters و Jimmy Rogers گیتار می زدند و نواختن پیانو هم بر عهده Otis Spann بود. این آهنگ جزو 10 ترانه برتر چارت ملی R&B قرار گرفت تا سانی بوی را در آستانه 60 سالگی به مقام ستاره ای نوظهور در عرصه بلوز برساند.

سانی بوی 5 سال بعد را (تا سال 1960) در شهر میلواکی بود و برای شرکت Chess صفحه پر می کرد که در اکثر آنها نوازنده گیتار دوست قدیمی اش Robert Jr. Lockwood بود و تمام آنها به آثار ماندگار و ارزشمندی تبدیل شدند. سال 1960 این دو به شهر کلیولند در ایالت اوهایو رفتند و یک سالی را در آنجا گذراندند. Robert Jr. به همراه خانواده اش در آن جا ماندگار شد ولی سانی بوی که طبق معمول یک جا بند نمی شد به دلتا بازگشت.

در همین سالها بود که Paul Oliver محقق برجسته موسیقی بلوز سفرش را به دور آمریکا برای یافتن خواننده های بلوز و گفتگو با آنها شروع کرده بود.

توصیفی که وی از سبک سانی بوی داده از این قرار است: "با لبهای بزرگش آن سازهای کوچک را بیرحمانه در خود فرو می کشید و دستان بزرگش را چنان به دور ساز حلقه می کرد که گویی در کار نوشیدن جرعه بزرگی آب باشد. از دست ها و انگشتانش برای شکل دادن به نت ها و تغییر دادن اصوات استفاده می کرد و در هر چیزی که می خواند یا می نواخت حس زمان بندی بی نظیری حاکم بود که از بهترین درامرهای بلوز هم دقیق تر بود."

سانی بوی قامتی بلند و اندامی درشت داشت. چهره ای زمخت با چشمان پف کرده، بینی بزرگ و لب های کلفت با چینهای عمیقی در صورت که ظاهرش را پیرتر از سن واقعیش نشان می داد. معمولا ریش بزی می گذاشت و نسبت به جثه اش دست های بزرگی داشت. خصوصیات فیزیکیش او را در رسیدن به صدا و لحن خاص نوازندگیش یاری می رساند. مثلا دستهای بزرگش برای اجرای تکنیک Wah-Wah خیلی مناسب بود.

در این تکنیک نوازنده بعد از شروع یک نت به طور ناگهانی دستانش را (که به دور ساز حلقه کرده) از هم باز می کند تا صدای ساز را از حالت ضعیف و خفه به شکلی بلند و واضح درآورد. کاربرد صحیح این تکنیک کیفیتی آوازگونه به سازدهنی می بخشد که در کمتر سازی شنیده می شود. سانی بوی در تکنیک Wah-Wah به کمال مطلق رسیده بود و سبک آوازی (Voacl) خاص خودش را تا حدی مدیون آن بود.

غیر از آن به خوبی می توانست این تکنیک را برای تقطیع جملات و ریتم دادن به آنها و تاکید بر نت های مورد نظرش به کار گیرد. به عنوان نمونه به آهنگ Good Evening Everybody گوش دهید. این آهنگ که برای شرکت Chess Records ضبط شده بسیار مشابه آن چیزی است که درا بتدای برنامه King Biscuit Time شنیده می شد.

هنوز که هنوز است هیچ نوازنده ای نتوانسته به آن کیفیت خاص Wah-Wah های سانی بوی دست یابد. در اینجا Sonny Boy بی رقیب و دست نیافتنی است. این تکنیک احتمالا الهام بخش گیتاریست هایی مانند Eric Clapton و Jimmy Hendrix بوده که در دهه 1960 استفاده از پدال Wah-Wah را در گیتار الکتریک متداول کردند.

نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386 توسط پو یا | لينك ثابت |
Sonny Boy Williamson 1899-1965
Sonny Boy Williamson 1899-1965
 
 
 
 
سانی بوی درچند سال اول برنامه را با Robert Jr. Lockwood و Peck Curtis درامر اجرا می کرد و هرموقع که سانی بوی به دلیلی نمی توانست خودش را به برنامه برساند Peck Curtis خوانندگی و رهبری گروه را بر عهده می گرفت. در سال 1945 Robert Jr. Lockwood (Robert Jr. Lockwood پسرخوانده Robert Johnson اسطوره ای است و هنوز در قید حیات می باشد) که گرایش بیشتری به موسیقی Jazz داشت برنامه رادیویی را ترک کرد و Houston Stackhouse جایگزین وی شد. سانی بوی تقریبا تا سال 1947 به طور مرتب در این برنامه حضور داشت.

در سال 1947 به شهر Belzoni رفت و در آنجا بود که با Elmore James افسانه ای آشنا شد. این دو به همراه گیتاریست دیگری با نام Arthur "Big Boy" Crudup گروه سه نفره ای تشکیل داده بودند و در مناطق مختلف و نیز رادیوی محلی Belzoni به اجرای موسیقی می پرداختند. اما شاید مهمترین اتفاق این دوران برای سانی بوی در همین سالها جدایی او از همسر اول خود یعنی ماری برانت كه خواهر Howlin’ Wolf بود و آشنایی وی با Mattie Gordon و ازدواج با او در سال 1949 بود. چرا که وی را کمی پابند و سربراه کرد و علاقه عمیقی که نسبت به Mattie داشت را تا آخر عمر در قلبش حفظ کرد.

یکی از آخرین آهنگ هایی که در اروپا ضبط کرد (در سال1964 و با گیتار Jimmy Page) نامش "Mattie Is My Wife" بوده است. به هر حال در سال 1949 سانی بوی خانه ای در West Memphis خریده و به همراه همسرش در آنجا اقامت داشت. West Memphis در آن زمان با جذب موزیسین های بنامی مانند Howlin' Wolf ، Robert Jr. Lockwood ، Elmore James ، Bobby Bland و B.B. King جوان رفته رفته به مهمترین رقیب شهر هلنا بدل شده بود. در اواخر سال 1949 خانه سانی بوی در اثر صاعقه آتش گرفت و با خاک یکسان شد. وی بعدها در آهنگ West Memphis Blues این واقعه را نقل کرد.



با حادثه ناگواری که پیش آمد سانی بوی این شهر را ترک کرد و در جستجوی کار روانه ایالت های دیگر مانند فلوریدا، لوییزیانا و تگزاس شد.

در سال 1951 (یعنی ده سال پس از شروع King Biscuit Time و 3 سال پس از مرگ سانی بوی اول) توانست اولین صفحه هایش را برای شرکت Trumpet در شهر Jackson می سی سی پی ضبط کند. جالب است که وی در زمان ضبط نخستین صفحه هایش بیش از 50 سال سن داشته است. آهنگ های ضبط شده برای شرکت Trumpet در فاصله سالهای 1951 تا 1954 بعدها به همراه یکی از برنامه های رادیویی King Biscuit Time در آلبومی به همین نام منتشر شد. هرچند این آلبوم کیفیت ضبط مناسبی ندارد و ممکن است شنونده را در شنود اول دلزده کند ولی به خوبی نشان دهنده سبک خاص سانی بوی است که در آن زمان به پختگی و کمال لازم رسیده بود. همچنین فضای حاکم بر موسیقی دلتا بلوز دهه 40 و 50 را به روشنی نشان می دهد.




یکی از شایعات مربوط به این دوره به ماجرای ضبط آهنگ Dust My Broom از Elmore James با همکاری Sonny Boy II بر می گردد. Elmore James از اولین نوازندگان دلتا بلوز بود که به نواختن گیتار الکتریک با اسلاید (Slide) روی آورد و پیروان بسیاری مانند Johnny Winter و Peter Green دارد. این آهنگ یک riff گیتار اسلاید داشت که در اصل متعلق به یکی از آهنگهای Robert Johnson بود و Elmore James آن را با گیتار الکتریک به صورتی خشن تر می نواخت.

این آهنگ قبل از ضبط در سرتاسر منطقه دلتا شناخته شده بود و طرفداران زیادی داشت. بر طبق این افسانه خانم Lillian McMurry مالک شرکت Trumet Records برای ضبط آهنگ از المور جیمز دعوت می کند ولی او که تمایلی به این کار نداشت نپذیرفت. McMurry هم یک بار به بهانه تمرین المور جیمز را به همراه سانی بوی و یک نوازنده درامز به استودیو می خواند و مخفیانه آهنگ فوق را ضبط می کند به هر حال این آهنگ توانست در کمال تعجب به جمع 10 ترانه برتر چارت ملی R&B راه پیدا کند و به یکی از استانداردهای بلوز تبدیل شود.

بسیاری از آهنگ هایی که سانی بوی برای Trumpet Records ضبط کرد به آثار کلاسیک بلوز تبدیل شده اند و سانی بوی بعدها این آهنگ ها را برای شرکت Chess Records نیز دوباره اجرا و ضبط نمود که می توان موارد زیر را نام برد:

Come On Back Home, Eyesight To The Blind, I Cross My Heart, Mighty Long Time, Mr. Downchild, Nine Below Zero, …

نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386 توسط پو یا | لينك ثابت |
Sonny Boy Williamson 1899-1965
Sonny Boy Williamson 1899-1965
 
 
 
 
در نوامبر سال 1941 Sam Anderson رادیو KFFA را که نخستین رادیوی محلی در هلنا بود تاسیس کرد. تا قبل از آن مردم هلنا، رادیوی محلی نداشتند و تنها برنامه های رادیوی Memphis را دریافت می کردند. با پشتیبانی یك شرکت مواد غذایی به نام Interstate Grocery Company که محصولاتش را با نام تجاری King Biscuit به بازار عرضه می کرد، سانی بوی توانست در دسامبر آن سال در یک برنامه رادیویی با نام King Biscuit Time (KBT) به اجرای زنده بلوز بپردازد.

این برنامه در 5 روز اول هفته راس ساعت 12 ظهر (بعدها ساعت پخش برنامه به 12:15 تغییر یافت) به مدت 15 دقیقه از رادیو KFFA پخش می شد. این ساعت روز زمان استراحت کارگران و زارعان بین شیفت های کاری برای صرف نهار بود. شعاع پخش برنامه در ابتدا تا 40 مایل و در سال 1944 به 80 مایل رسید. برنامه را مجری رادیو با این جمله شروع می کرد: "Pass the biscuits, 'cause it's King Biscuit Time!" ( یعنی "بیسکوییت ها رو رد کن بیاد چون که زمان برنامه King Biscuit رسیده!") و بعد آهنگ ابتدای برنامه پخش می شد که ضرباهنگی سریع داشت و با این مطلع آغاز می شد:

Good evenin' everybody, tell me how do you do
Good evenin' everybody, tell me how do you do
These King Biscuit boys, they've come out to play for you
سپس سانی بوی و گروهش (که ابتدا فقط گیتار Robert Jr. Lockwood بود و بعدها درام و پیانو هم به آن اضافه شد) آهنگ های خودشان و یا آهنگ های درخواستی را که مردم از طریق نامه مطرح می کردند برایشان می نواختند و در بین آیتم ها، مجری برنامه محصولات King Biscuit را تبلیغ می کرد. برخی روزهای شنبه هم اعضای گروه با کامیون شرکت Interstate به مناطق مختلف هلنا می رفتند و برای مردم برنامه اجرا می کردند. این اجراها همواره شلوغ و پرطرفدار بود و به محبوبیت آنها اضافه می کرد.

این برنامه بلافاصله پس از پخش با استقبال زیادی روبرو شد و هم میزان فروش محصولات مارک King Biscuit را (که مهمترینشان آرد بود و انصافاهم محصولات خوبی بودند!) افزایش داد و هم درآمد سانی بوی و گروهش را که برای هر شب اجرای موسیقی، نفری 75 و گاهی 100 دلار دستمزد می گرفتند، در شرایطی که درآمد یک شغل خوب آن وقت ها هفته ای 50 دلار بود. Robert Jr. Lockwood مقتصدتر از سانی بوی بود و توانست با پس انداز کردن پولهایش یک اتوموبیل پونتیاک مدل 39 بخرد که بسیار هم به آن افتخار می کرد و بعدها در آهنگ Pontiac Blues به آن اشاره شده بود.



تا قبل از این برنامه رادیویی سانی بوی در سرتاسر ایالتهای جنوبی به صورت زنده برنامه اجرا می کرد و هیچ وقت هم دریک مکان بند نمی شد. مانند اکثر نوازندگان بلوز دائم در سفر بود. ولی پخش صدایش از ایستگاه KFFA تا شعاع دست کم 40 مایلی موقعیتی بود که تابحال نصیبش نشده بود و آن را برای خودش نوعی برازندگی و شخصیت اجتماعی می دانست.

محصولات کارخانه Interstate با تصویر او به بازار می آمد و از سانی بوی چهره ای شناخته شده و احترام برانگیز در مناطق جنوبی ساخته بود. به همین جهت در دوره پخش این برنامه هر جا که بود سر ساعت 12 ظهر خودش را به استودیو می رساند تا برنامه را روی آنتن بفرستد. به نظر می رسید که سانی بوی با این برنامه اعتماد به نفس بیشتری یافته و به قول معروف خودش را پیدا کرده بود. آن طور که Sonny Payne گزارشگر رادیو KFFA در آن زمان می گوید: "تا قبل از این برنامه سانی بوی را مست و پاتیل دیده بودم ولی بعد از این برنامه هرگز او را در حالت مستی ندیدم."

به کمک این رادیو شهرت سانی بوی روز به روز بیشتر شد و او توانست دامنه فعالیتش را تا مناطق شمالی تر دیترویت و شیکاگو گسترش دهد. این نخستین باری بود در تاریخ دلتا که خواننده ای توانسته بود برای خودش یک حامی مالی (اسپانسر) دست و پا کند و با واسطه رسانه رادیو به شهرت برسد. ضمن اینکه گروه، محل اجرای هر شب خود را به گوش مردم می رساند تا مخاطبان بیشتر و بالطبع درآمد بیشتری را جذب کند. از همه مهمتر اینکه هلنا به سرعت در کانون توجه نوازندگان جوان و جویای نامی قرار گرفت که به قصد تجربه اندوزی و شغل بهتر به آنجا مهاجرت می کردند. از جمله آنها می توان به Jimmy Reed و Little Milton اشاره کرد. Muddy Waters هم گفته بود که در ایام جوانی هیچ گاه شنیدن برنامه KBT را از دست نمی داده است. حتی B.B. King هم از طرفداران پروپا قرص KBT بوده است.

همچنین باید Little Walter Jacobs و Jimmy Rogers را نام برد که بعدها پایه ثابت گروه Muddy Waters شدند و خود توانستند در رادیو KFFA برنامه زنده داشته باشند. جیمی راجرز در این باره می گوید: "آن برنامه خیلی از موسیقیدان ها را به هلنا می کشاند...هلنا در دهه 40 برای ما مرکز بلوز بود." جالب آن بود که گاهی به نوازندگان جوان اجازه می دادند موقع پخش برنامه در استودیو حضور داشته باشند و از محضر بزرگان بلوز درس بگیرند. تاثیرات برگرفته از سبک سانی بوی و Phrasing خاص او چه در اولین کارهای Little Walter (یكی از بزرگان صاحب سبك در نوازندگی ساز دهنی سلك بلوز)، مانند آهنگ Just Keep Loving Her و چه در کارهای سالهای بعدش به خوبی مشهود است.

نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386 توسط پو یا | لينك ثابت |
Sonny Boy Williamson 1899-1965
Sonny Boy Williamson 1899-1965
 
 
 

 
اگر در تاريخ سازدهني بلوز (Blues Harp) دو نوازنده مطلقا غير قابل تقليد وجود داشته باشند قطعا يکي از آنها Sonny Boy Williamson II است (و ديگري هم Sonny Terry ). ساني بوي ويليامسونII، بي شك يكي از تاثير گذارترين و بزرگترين نوازندگان Diatonic Harmonica (ساز دهني دياتونيک) در تاريخ موسيقي بلوز واز قله هاي دست نيافتني آن است . بي اغراق مي توان او را از واپسين اسطوره هاي بلوز و حتي فراتر از هويت اسطوره اي، از نمادهاي بلوز دانست.



Sonny Boy Williamson II كه نام واقعی او Alec ‘Arthur’ Miller است، در سال 1899 ( و بنا به تحقیقی 1906) در قلب دلتای می سی سی پی در Glendora به دنیا آمد و در 1965 در هلنای آرکانزاس از دنیا رفت.

هرچند او نام مستعار خود را از یكی دیگر از نوازندگان بزرگ بلوز هارپ (Blues Harp) یعنی John Lee Williamson ملقب به Sonny Boy Williamson I برگرفته است، اما سبك منحصر به فرد و موسیقی های جاودانه او باعث شد تا همواره نام Sonny Boy بیشتر یاد آور او باشد.

جدا از اینكه او پایه گذار و نماینده مکتبی ویژه در نواختن بلوز هارپ است، Sonny Boy یك هویت اسطوره ای است كه شخصیت جذاب و غیر قابل پیش بینی او همواره با نوعی بدعت گذاری در سبك نواختن، زیبایی ملودیك و صداقت شاعرانه عجین است.

مهمترین ویژگی نوازندگی Sonny Boy Williamson II این است كه زمانی كه به نوازندگی او گوش می دهید، صدای هارپ او در کانون توجهات است. مهم نیست كه چند نوازنده بزرگ در كنار او در حال نواختن هستند. آنچه می شنوید، نوای غالب و برتر هارپ Sonny Boy است به طوری که در لحظاتی آهنگ را کاملا از آن خودش می کند. آهنگ Baby Please Don't Go که با Big Joe Williams اجرا کرده است نمونه خوبی از این دست است. 


در مورد كودكی و نوجوانی این نوازنده سیاه پوست اطلاع چندانی در دست نیست چون سانی بوی تمایلی به مصاحبه با دیگران نشان نمی داد و از این بابت روایتگر چندان قابل اعتمادی هم نبود. آنچه مسلم است این است كه او در سنین نوجوانی نواختن سازدهنی را بدون هیچ معلمی و بدون آشنایی با نت خوانی شروع كرد.

سانی بوی بر خلاف اغلب نوازندگان بلوز دوران کودکی آرامی را گذراند و تا سنین 30 سالگی و بیشتر در کنار خانواده زندگی می کرد و بیشتر وقتش صرف کشاورزی و کار در مزرعه می شد. او در اواسط دهه 30 به دنبال شغل بهتر رهسپار هلنا (Helena) در ایالت آرکانزاس شد. هلنا در دهه 30 به مرکز موسیقی بلوز در دلتا تبدیل شده و پذیرای بسیاری از بزرگان بلوز مانند Robert Johnson (سلطان موسیقی دلتا بلوز و بزرگترین نوآور نوازندگی گیتار در سبک دلتا بلوز)، Howlin' Wolf و Elmore James بود. درحدود 10 هزار نفر جمعیت داشت که 70 درصدشان سیاه پوست بودند.

به واقع در آن زمان برای خودش یک شیکاگوی کوچک بود. شهر 2 خیابان اصلی و موازی هم داشت: Cherry Street که محل گرد هم آمدن سفید پوستان بود و Elm Street که جایگاه استقرار بارها و کلوبهای سیاهان بود. سانی بوی در این سالها به همراه Robert Johnson ، Robert Jr. Lockwood و Robert Nighthawk و دیگران در خیابان الم و در بارهای مختلف برنامه اجرا می کرد. البته هیچ وقت یک جا بند نمی شد و سرتاسر ایالت های جنوبی را با دوستانش سیر می کرد.

حتی در شب مرگ Robert Johnson او را در آخرین اجرایش همراهی کرده بود. بی گمان این تجربیات او را در رسیدن به سبک خاص خودش در سالهای بعد یاری داده است. در این دوره در بین همقطارانش با نام های مختلفی چون Little Boy Blue یا Willie Williams(on) و یا "Rice" Miller شناخته می شد.

نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386 توسط پو یا | لينك ثابت |
» عناوين آخرين مطالب ارسالي
»
» درباره سازدهنی
» بلوز
» یه دو نوازی گیتارسازدهنی
» نخستين قطعه موسيقي کلاسيک
» اموزشگاه داتیس
» عکس
» گوش کنید نظر بدین
» Sonny Boy اسطوره سازدهني بلوز (VI)
» Sonny Boy اسطوره سازدهنی بلوز(V)
» Sonny Boyاسطوره سازدهني بلوز(VII)
» تاریخچه سازدهني
» کارهایی از فرانز اشمل
» چندتا قطعه دیگه
» قطعاتی از sonny boy
» چندتا قطعه ی ساده
» آشنایی با سازدهنی دیاتونیک
» Sonny Boyاسطوره سازدهني بلوز(IV)
» Sonny Boy اسطوره سازدهني بلوز (III)
» Sonny Boyاسطوره سازدهني بلوز(II)
» Sonny Boyاسطوره سازدهني بلوز(I)
» ساز دهنی
» فرانز اشمل