ولی در کل اقایان امیرعباس ابوطالبی و منصور پاک نژاد و شهروز نوروزی
بشنویدThe Good,The Bad & The Ugly
![]() Sonny Boy Williamson 1899-1965 | |
|
|
به I Don't Know توجه کنید
Nine Below Zero
به قسمتی از متن ترانه Help Me توجه کنید
![]() Sonny Boy Williamson 1899-1965 | |
|
|
به Mighty Long Time توجه کنید
Bye Bye Bird
به Don't Start Me To Talkin' 2 توجه کنید
![]() Sonny Boy Williamson 1899-1965 | |
|
|
به One Way Out توجه کنید چيـن اولين كشوري است كه مي توان آن را مبـدع سازدهني دانست در 3000 سال قبل از ميلاد در چين زمان حكومت امپراطوري نين كاوا سازي با زبانه هاي چوبي وجود داشت كه از نظر ساختمان و نوع صدا دهي بسيارشبيه به سازدهني امروزي بود.
اما ريشـه سازدهـني هاي امروز را بايـد در اروپا و خصوصـأ در آلمان جستجو كرد . در قرن 17 ميـلادي براي كوك كردن صـدا ارگ كليسـا از وسيله اي استـفاده مي شد با تيغه هاي فـلزي كــه با دميدن درسوراخـهاي آن فركانس ثابتي توليد مي شد. اين وسيـله مشـابه دياپازون و بسيار بزرگ تر از سازدهني هاي امروزي بود. در حقيقت پدرآكاردئون ، ملوديكا و سازدهني محسوب مي شود .
هارمونيكا( سازدهني)در سال 1818 توسط كريستين فردريك بوشمان 16 ساله اختراع و درسال1821 به عنوان سازدر برلين به ثبت رسيد.
ساز اختراعي بوشمان بوسيله دميـدن در تيغـه هاي فـولادي به صدادرمي آمد وشامل يکسری زبانه از جنس فولادي بود که به طور افقی چيده شده بودنـد و فقط نتـهـا با فوت كردن به صـدا در مي آمدنـد . نتـها در سـاز ابداعـي بوشـمـان به صـورت كروماتيك و پشت سر هم قرار داشتند .
او درنامه ای به برادرش ساز ابداعي خودراچنين توصيف نمود : ابزاری اختراع کرده که بسيار جالب است. حدود دوازده سانت طول دارد و بيست ويک نت را توليد مي کند، تمامي حالات ديناميك واحساسي را اجرا می کند وقادربه نگهداشتن ارزش زمانی نتهابه هرميزان دلخواه می باشد . بوشمان با سـفرهاي زيـاد قابـليت هاي منـحصر به فرد هـارمونيكـا به مردم اروپا نشـان داد.
در سال هزار و هشتصد و بيست وشش ميلادی شخصی بنام ژوزف ريختر اختراع بوشمان را با اضافه کردن رديف دوم زبانه بالای اولين رديف ولی در جهت مخالف آن كامل نمود با ابداع ريختر تيغه هاي رديف پائين درهنگام که فوت كردن و تيغه هاي بالا هنگامی که هوا به داخل مكش مي شد به صدا در می آمد.
در سال 1857 يك ساعت ساز آلماني به نام ماتيوس هوهـنر شروع به توليد و ساخت سازدهني به صورت حرفه اي نمود . او در آشـپزخانه منـزل خود به كمك همـسر و يك كارگـر توانست سالي 650 ساز دهني توليد كند و در سال 1924 كارخانه هوهنر توليد سازدهني كروماتيك را آغاز نمود. هوهنر از شهرت انواع فرمها ودسته جات موسيقي برای افزايش محبوبيت سازدهنی استفاده كرد.به عنوان مثال:مدل مرين بند (Marine Band) که معروفترين مدل ساز دهنی دياتونيك مي باشد نيز از روی نام دسته موزيک معروفی در آمريکا به سرپرستی فيليپ سوزا گرفته شده است . سوزا خودش روی جعبه ساز دهنی هوهنر را امضا مي کرد و اين جملات را می نوشت " ساز دهنی پايه و اساس زندگی موسيقيايي است ." خود او نيز يک مارش هيجان انگيز به نام جادوی ساز دهنی ساخت .هوهنر در سال 1902 ميلادی درگذشت .
كوچكي و صداي دلنشين اين ساز باعث شد كه به سرعت بين مردم به محبوبيت خوبي دست يابد . بيـشترين توجه به سـازدهني از طرف مهاجران اروپايي به آمريـكا صورت گرفـت. مردمـي كه از كودكي با موسيقي مانوس بودند درسرزمـين جديد خود به دنبال سازهايي بودند كه بتوانند با صداي آنها دوري از وطن و سختي هايي كه با آنها دست به گريبان بودند را فراموش كنند .
سازدهني به خاطرقابليتهاي منحصربه فرد خودعلاقه مندان زيادي بين آمريكاييهاخصوصأ كارگران سياه كه مردماني با استعداد بودند، پيدا كرد .نگاه پاك و كودكانه و گرايش زياد آنها به موسيقي باعث شدكه با استفاده ازسازهاي مستعمل اربابان سفيدخود دست به ابداع شيوه جديدي از موسيقي بزنند .در اين بين نوازندگان سياهپوست سازدهني با تأثير از محيط وصـداهاي اطراف خود از قبيل صداي جنگل، قطار ، جانوران و ... سبك جديد ي ابداع كردند .
همانطوركه سازدهني دراروپا جاي خود را دراركستر هاي بزرگ كلاسيك باز مي كردوآهنگسازان بيشتـربه قابليت ها وتأثير صداي دلنشين اين سـاز، پي مي بردنـد ، در آمريكا نيز سازدهني خصوصأ در سبكهاي جز ، بلوز . كانتري ، فولك و راك مورد استفاده قرار گرفت. به طوري كه در سال 1930 بيش از دو هزار اركستر سازدهني تأسيس شده بود . در نهايت در26 دسامبر سال 1965 سازدهني توسط شيرا ولي Schira Wally فضا نورد ، پاي را از كره زمين نيز فراتر نهاد
"Carnaval de Venise "ساخته Jean-Baptiste Arban را با اجرایFranz Chmel بشنوید
"Zigeunerweisen"ساخته Pablo De Sarasate را با اجرایFranz Chmel بشنوید
"Hexentaenze Le Streghe "ساخته Nicolo Paganini را با اجرایFranz Chmel بشنوید
Larry Adler - Concierto di Aranjez
John Mayall - Exercise in C Major for Harmonica - Jazz Blues Fusion
Sonny Boy Williamson & Memphis Slim - Harmonica Blues
Robert Bonfiglio - Bridge over troubled water
West Memphis Blues
Larry Adler - Concierto di Aranjez
Shadow People گوش کنید به صدای سازدهنی با کلید بم
Ivory Tusk گوش کنید به صدای سازدهنی با کلید زیر
![]() سازدهنی دیاتونیک | |
|
| |
|
|
![]() Sonny Boy Williamson 1899-1965 | |
|
| |
|
|
![]() Sonny Boy Williamson 1899-1965 | |
|
|
![]() Sonny Boy Williamson 1899-1965 | |
|
|
![]() Sonny Boy Williamson 1899-1965 | |
|
|
![]() Lawrence Cecil Adler , 1914 – 2001 | |
|
|


نام فرانز اشمل Franz Chmel به منزله انقلابی در نوازندگی سازدهنی است و هنرش متعلق به آن دسته از نوازندگان است که اجرای موسیقی کلاسیک با این ساز را باور داشته و دارند. او با شکستن متدهای قراردادی، تکنیک بدیعی خلق کرد و امکان نواختن مشکل ترین قطعاتی را که حتی غیرممکن به نظر می رسید، فراهم نمود. چیره دستی او در نواختن این ساز به استعداد ذاتی اش برنمی گردد، بلکه نتیجه سالها سخت کوشی، ممارست و تجربه اوست.
فرانز اشمل در فوریه سال 1944 در اطریش متولد شد، از سن شش سالگی به همراه برادرانش نواختن سازدهنی را به صورت خود آموز آغاز کرد، در هشت سالگی وارد مدرسه موسیقی شد و در آنجا به نواختن آکاردئون و گیتار مشغول شد. در سال 1965 به ناگهان سازدهنی را کنار گذاشت و تصمیم گرفت بر حرفه اش به عنوان تعمیرکار شرکت راه آهن اطریش ، متمرکز شود، در همین سال او از همسر اولش جدا شد.
پس از آشنایی با همسر دومش بریجیتا Brigitta ، که یار و هم قدم فرانز در تمام مراحل زندگی بود، بر اثر تشویق های بیش از حد او، مجددا نوازندگی را از سر گرفت و این بار با نگاهی نو به این کار پرداخت. تلاش بی وقفه و عزم راسخش باعث شد پلکان ترقی را به سرعت صعود کند. در سال 1989 با جیمر مودی James Moody نوازنده، آهنگساز و رهبر ارکستر برجسته انگلیسی تبار آشنا شد. مودی که تا آن زمان سابقه هم نوازی با تامی ریلی Tommy Reilly ستاره بی بدیل نوازندگی سازدهنی را دارا بود، پس از شنیدن صدای سازدهنی فرانز در کمال ناباوری به او گفت : " به نظر می رسد از یک کره دیگر آمده باشی، شیوه نوازندگی ات مافوق تصور است !"
فرانز به تلاش هایش با هدف از میان برداشتن محدودیت های این ساز، ادامه داد و در نواختن ساز دهنی به پیشرفت عظیمی دست یافت. صدایی که از نواختن این ساز توسط او به گوش می خورد، غیرقابل باور بود و تا آن زمان هیچ کس صدایی مشابه از این ساز نشنیده بود. او بر خلاف نوازندگان دیگر که از دستشان برای تولید ویبراتوها کمک می گرفتند، با استفاده از زبانش این کار را انجام می داد. فرانز اشمل با اجرای قطعاتی که حتی خبره ترین نوازندگان سازدهنی در آن زمان نواختن آنها را با این ساز امری غیرممکن تلقی می کردند، به شهرت دست یافت.
او روزانه 4 ساعت به تمرین می پرداخت و در سال 1989 موفق شد اولین آلبومش با عنوان " Zigeunerweisen " را عرضه نماید. او به تمارین روزانه اش شدت بیشتری بخشید و تقریبا شش ساعت از روز را به این امر اختصاص می داد. در سال 1994 دومین آلبومش با عنوان Fantasia Baroque را روانه بازار کرد. علاوه بر جیمز مودی بسیاری از آهنگسازان برجسته دیگر نیز برای او آهنگ های مختلفی ساخته اند. در سال 2000 سومین اثرش با عنوان "سازدهنی کلاسیک، بخش اول Classic Harmonica Vol 1" را منتشر ساخت.
در 27 فوریه سال 2003 جایزه Jakob Prandtauer در شهر St. Pölten اطریش به فرانز اشمل اعطا شد. او پس از دریافت این جایزه به رسانه های خبری اظهار داشت :" بسیار خوشحالم، نه به دلیل اجراهای موفقم، بلکه به این دلیل که توانستم این جایزه را برای سازدهنی دریافت کنم."
مجاهدت های اشمل در این عرصه، این امکان را برای نوازندگان سازدهنی فراهم نموده که ماحصل ده سال تجربه و مطالعه او را در مورد این ساز که همواره مورد بی مهری بزرگان موسیقی قرار گرفته، در اختیار داشته باشند.
او در ژوئیه سال 2001 یک سمینار شش روزه با موضوع سازدهنی، در اطریش برگزار کرد، در ماه مه سال 2004 متن کامل این سمینار با عنوان " هم نوایی سازدهنی با ارکستر" عرضه شد، در حال حاضر متن فوق الذکر در سایت اختصاصی اشمل قابل دسترسی است. در مقدمه این متن به نقل از او، خطاب به نوازندگان جوان آمده است :
" اصولا نداشتن استعداد در زمینه نوازندگی را بهانه ای بیش نمی دانم و معتقدم استعداد من در این زمینه مطلقا بیش از شما نیست، تنها تفاوتی که وجود دارد به توانایی ام در برخورد با مشکلات بنیادین در نواختن قطعات مختلف با این ساز بر می گردد که تا اندازه ای حرفه ای تر از برخورد شماست. "
در جایی دیگر آمده است :" اینکه دسته ای از افراد سازدهنی را بیشتر یک اسباب بازی می پندارند تا یک ساز، دو دلیل دارد: یکی اینکه تا به حال تک نوازی یک نوازنده واقعی را با این ساز نشنیده اند، دلیل دوم کمبود قطعات کلاسیک ساخته شده برای ساز دهنی است. در مورد دلیل اول، به هر ترتیب تمی توان برای چنین طرز تفکری افراد را سرزنش نمود، کار درست این است که بتوانیم با شیوه نواختنمان دید آنها را تغییر دهیم. در توضیح دلیل دوم نیز این کمبود واقعا وجود دارد، اساتیدی چون باخ، موزار و بتهوون هیچگاه قطعه ای برای سازدهنی نساختند، همه می دانیم که این ساز در آن روزگار به صورت کنونی وجود نداشته و با اطمینان می گویم اگر ساز دهنی امروزی در دوره موزار یا آهنگسازان مطرح دیگر یافت می شد، به طور قطع برای این ساز نیز قطعاتی ساخته می شد. "
در بخشی که به جنبه های تئوری و عملی مربوط به تکنیک های نوازندگی ساز دهنی مربوط است، دو روشی که امکان استفاده از آنها در نواختن این ساز وجود دارد، مورد بررسی و تجزیه تحلیل قرار گرفته اند. به طور قطع نوازندگان این ساز با دو روش Puckering و Tongue Blocking آشنایی کامل دارند، در Puckering نوازنده لب هایش را در حالتی مانند سوت زدن قرار می دهد و هوا تنها در یکی از سوراخ های ساز جریان پیدا می کند، در Tongue Blocking نوازنده لبان خود را بر روی دو یا چند سوراخ قرار می دهد و سوراخ هایی از ساز که در لحظه مورد استفاده قرار نمی گیرند، با کمک زبان بسته می شوند. به عقیده اشمل، روش Tongue Blocking هر چند مشکل تر است، اما مزایای بسیاری را داراست و به سازدهنی امکانات شگفت آوری می افزاید، بنابراین در صورتی که نوازنده ای بخواهد از کلیه امکانات این ساز در اجراهایش بهره جوید، ناگزیر از به کار گیری تکنیک Tongue Blocking است.
سخنان اشمل در سمینار مزبور با یک جمله خطاب به عموم نوازندگان پایان می یابد :" موسیقی باید از روح و قلبتان نشات بگیرد، اگر با تمام وجود بنوازید، بدون شک مستمعین راضی و خرسند خواهند شد."