تبليغاتX
 سازدهنی
1


نوشته شده در جمعه بیست و نهم تیر 1386 توسط پو یا | لينك ثابت |
این قطعاترو استادهای ایرانی نواختن دقیقآ نمیدونم کدوم کارو کدوم استاد زده

ولی در کل اقایان امیرعباس ابوطالبی و منصور پاک نژاد و شهروز نوروزی

audio file بشنوید I Love My Mama

audio file بشنوید PanAmerican Blues


audio file بشنوید Fox Chase

audio file Isn't She Lovely

audio file Hungarian Dance No. 5

audio file Humblebug

audio file Peg O' My Heart

audio file Aranjuez

audio file Glass Harmonica

audio file بشنویدThe Good,The Bad & The Ugly

audio file بشنوید

audio.gif Tremolo Sample


audio.gif Lonesome Bedroom Blues

audio.gif Oh Susanna

audio.gif Wind


نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386 توسط پو یا | لينك ثابت |
Sonny Boy Williamson 1899-1965
Sonny Boy Williamson 1899-1965
 
 
 
 
ویبره های سانی بوی کیفیتی بی نظیر و دست نیافتنی دارد و بسیار شبیه ویبره هایی است که درحین آواز خواندن عرضه می کند. شخصا نظیر این ویبره ها را در کارهای هیچ نوازنده دیگری نشنیده ام. تنها Howlin' Wolf تا حدی به او نزدیک می شود که او هم سازدهنی را از سانی بوی یاد گرفته و تا حدی هم Big Walter Horton . در میان نوازندگان سایر سازهای بادی هم –تا آن جا که شنیده ام- تنها ویبره های Louis Armstrong با سانی بوی قابل مقایسه است. برای نمونه به آهنگ زیر گوش کنید.

audio file به I Don't Know توجه کنید

همچنین به آهنگ Take It Easy Baby که بعدا به آن اشاره می کنیم.

در اینجا بد نیست اشاره کنیم به Howlin’ Wolf که با وجود اینكه خواننده و نوازنده گیتار بود، بعضا در قطعاتی سازدهنی هم می نواخته و آن طور که خود می گوید نواختن سازدهنی را از سانی بوی فراگرفته است. Howlin' Wolf را به هیچ روی نمی توان نوازنده ای تکنیکی دانست ولی لحن فوق العاده گرم و گیرا و پرطنینی در سازدهنی دارد و در ویبره های حلقی که اجرا می کند به وضوح تاثیر سانی بوی شنیده می شود.
سانی بوی سازدهنی را با شور و شوقی جانانه و تحرک و سرزندگی فوق العاده ای می نواخت. مثل سانی بوی اول اصراری به نواختن سولو در جواب آواز نداشت و گاهی به همراهی با آکوردهای مقطع یا نواختن جملات بیس (bass runs) اکتفا می کرد. می توانست به راحتی از ملودیهای آوازی (vocal) به آکوردهای پرطنین فرود آید (و بالعکس) و این کار را با چنان مهارتی انجام می داد که شنونده اش را چونان حرکات رفت و برگشتی جزر و مد به گونه ای هیپنوتیک مسحور و شیفته خود میکرد. در عین حال هنگامی که اراده به نواختن سولوهای پراحساس می نمود دیگر کسی جلودارش نبود. همانطور که Paul Oliver اشاره کرده سانی بوی به لطف Phrasing خاصی که دارد در ایجاد تنش های ملودیک بی نظیر است.

از لحاظ دینامیک نوازندگی فوق العاده بود و در هر آهنگ با روشی نظام مند و مرحله به مرحله تنش (Tension) موسیقیایی را بسط و گسترش می داد و تا هر زمان که می خواست شنونده اش را در این تنش دلپذیر نگه می داشت. به عنوان نمونه آهنگ Nine Below Zero را گوش دهید.

audio file Nine Below Zero

در مورد Louis Armstrong گفته اند که در هر تک نتی که می نواخت آن حس منحصر بفرد ریتم Swing ساری و جاری بود. فکر می کنم در مورد سانی بوی هم این نکته مصداق داشته باشد.

سازی که سانی بوی استفاده می کرد سازدهنی دیاتونیک 10 سوراخ مارک Hohner مدل Marine Band یا Old Standby بود. گاهی هم از مدلهای دیاتونیک 12 سوراخ یا 14 سوراخ استفاده می کرد. بندرت سازدهنی کروماتیک هم نواخته است مثل در آهنگ Dissatisfied . معمولا با سازهای گام Bb، C، D و F می نواخت ولی سازهای گام G ، A و E را نیز به کار برده است. از اکتاو بالای سازدهنی کمتر استفاده می کرد و اغلب آهنگ هایی که از او به جا مانده در پوزیشن دوم (Second Position) است که در این حالت نت پایه گام آهنگ ، درجه پنجم گام سازدهنی است (مثلا سازدهنی گام C را نوازنده در گام G می نوازد). چند آهنگ در پوزیشن سوم (Third Position) نیز دارد مانند آهنگ I Don't Know که در این حالت نت پایه گام آهنگ ، درجه دوم گام سازدهنی است (مثلا سازدهنی گام C را نوازنده در گام D می زند).

و بالاخره باید گفت سانی بوی علاوه بر اینكه نوازنده و آهنگساز ماهری بود، از ترانه سرایان برجسته بلوز هم به شمار می رود. بسیاری از آهنگهای او، به نوعی شرح زندگانی خودش و حدیث نفس است. آن هم در شرایطی که خوانندگان بلوز از دهه 50 با هدف دسترسی به مخاطب بیشتر ترانه های اتوبیوگرافیکال را به تدریج کنار می گذاشتند و حتی از ذکر نام مکانهای خاص در ترانه هایشان ابا داشتند.

در متن آهنگهای او اغلب شعرها، از طرف ضمیر من ( I …) روایت می شود و داستانهای زندگی او مثل حوادث مختلف زندگی، عشقش به همسرش ، زندانی شدن و ... را بیان می كند. همانطور که قبلا گفته شد روایت مسائل شخصی مانند آتش گرفتن خانه اش در West Memphis یا ماجرای خرید پونتیاک در آهنگ هایش کم نبوده است. وی با تیزبینی و درایت تصاویری واضح و موشکافانه از زندگی خصوصی و احساسات شخصی اش را به مخاطب عرصه می نماید و همین مساله به جذابیت بیشتر کارهای او برای علاقه مندان بلوز منجر شده است.

بدیهی است که آثار این دسته از هنرمندان را نمی توان بدون کنکاش در احوالات شخصی و جزئیات زندگینامه ایشان بررسی کرد. مضمون ترانه هایش را طیف وسیعی از تمنیات عاشقانه تا اشارات مطایبه آمیز در بر می گیرد. یکی از آخرین آهنگهایی که سانی بوی در آخرین حضورش در استودیو (در سال 1964) ضبط کرد نامش بود "Mattie Is My Wife" که گیتارش را Jimmy Page نواخته بود.

audio file به قسمتی از متن ترانه Help Me توجه کنید

You got to help me
I can't do it all by myself
You got to help me, baby
I can't do it all by myself
You know if you don't help me darling
I'll have to find myself somebody else

I may have to wash
I may have to sew
I may have to cook
I might mop the floor
But you help me babe
You know if you don't help me darling
I'll find myself somebody else

همانطور که می شنوید نواخته سانی بوی تواما ملودیک و ریتمیک است و در ضرب های دوم هر میزان دو آکورد دوتایی (Power Chord) چنگ را به صورت مقطع (staccato) اجرا می کند که ماهیتی مستقل از ملودی و جملات آوازی دارد و با ایجاد ضدضرب جلوه ریتمیک خاصی به آهنگ بخشیده است. صدای Hammond Organ که برای فضاسازی استفاده شده به زیبایی هر چه تمام تر با صدای سازدهنی جفت و جور شده است.

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386 توسط پو یا | لينك ثابت |
Sonny Boy Williamson 1899-1965
Sonny Boy Williamson 1899-1965
 
 
 

 
اما سانی بوی را نباید صرفا یک نوازنده هارمونیکا بدانیم. او اساسا یک Bluesman به تمام معنا است که بسیاری از کارهایش امروزه به استانداردهای بلوز (Blues Standards) بدل شده اند. سانی بوی یک خواننده برجسته است با صدایی بم و گرفته و اصطلاحا ته حلقی (guttural) و سبک نواختن ساز دهنی اش هم با سبک آوازی اش عجین شده است. او مهارت خاصی در تلفیق آوازش با صدای سازش داشت و به سرعت بین این دو حالت جابجا میشد و ادامه آواز را به صدای سازش متصل می کرد به گونه ای که شنوندگان آن زمان به هیچ رو فکر نمی کردند که خواننده و نوازنده سازدهنی در آن آهنگ هر دو یک نفر باشند.

audio file به Mighty Long Time توجه کنید

گذشته از سبک آوازی، صدای ساز Sonny Boy صدایی بسیار گرم و پرحجم و پرطنین است. کلا در سبک بلوز بیشتر تلاش نوازنده سازدهنی معطوف به این است که صدایی هرچه بم تر و پرطنین تر ایجاد کند.

نوازنده بدین منظور فکش را پایین می اندازد، زبانش را در کف دهان می خواباند، راه حلق را به بینی با بالا بردن کام نرم می بندد، حلقش را هرچه بیشتر باز می کند و تنفس را در سطح دیافراگمی انجام می دهد تا مجاری هوایی را وسیع تر و صدای سازش را اصطلاحا چاق تر سازد. و سانی بوی چنان صدای چاق و چله ای از سازش در می آورد که گویی این ساز (در مقام تشبیه) نه یک دوچرخه کوچک ، بلکه یک تریلی 18 چرخ است! خصوصا در 2 سوراخ اول که خودبخود صدای بم تری دارند و کافی است سانی بوی یکی از آن ویبره های حلق منحصر بفردش را هم اضافه کند و آن وقت دیگر صدایش را با هیچ نوازنده دیگری اشتباه نمی کنید! برای نمونه به آهنگ زیر گوش بسپارید.

Audio File Bye Bye Bird

بی شک خصوصیات فیزیکی سانی بوی هم در رسیدن به این صدای خاص بی تاثیر نبوده است.

تکنیک دیگری که سانی بوی در اجرایش استاد است تکنیک Bending است. در این تکنیک به طور خلاصه نوازنده با تغییر دادن فرم لب ها، زبان و حلق مسیر جریان هوا را در داخل ساز عوض میکند تا با رساندن رزونانس حفره دهان به یک میزان معین صدای یک نت خاص را (بسته به اینکه چه نتی باشد بین نیم تا یک و نیم پرده) بم تر کند و نتی را که در حالت عادی در سازدهنی وجود ندارد به دست آورد.

مثلا در سازدهنی گام C Major اگر به داخل سوراخ شماره 1 بدمید نت C ایجاد می شود و اگر هوا را به داخل ریه ها بکشید نت D . در اینجا نوازنده می تواند با تکنیک فوق نت بین این دو نت یعنی Db را به دست آورد. (کلا در هر سوراخ سازدهنی با Bending می توان نتهای بین دو نت اصلی را تولید کرد)

نت هایی که به این روش به دست می آیند کیفیت شنیداری خاصی دارند که آنها را بسیار مشابه ناله های حزن انگیز انسانی می نماید. ضمن اینکه امکان نواختن سازدهنی را در گام های بلوز و مینور فراهم می کند. تسلط یافتن بر این تکنیک مشکل است به ویژه از این جهت که Bending در هر گامی از سازدهنی با گام دیگر و از سوراخی به سوراخ دیگر متفاوت است. هر یک لم خاص خودش را دارد.

سانی بوی از نوازندگانی است که بر این تکنیک تسلطی بی چون و چرا دارد و در هر گامی که بخواهد آن را با مهارت کامل اجرا می کند. نتهای bend شده اش بسیار دقیق و خوش صدا است و در صورت لزوم از bend های ربع پرده (quarter bend) هم استفاده می کند. به گوشه ای از آهنگ Don't Start Me To Talking توجه کنید.

audio file به Don't Start Me To Talkin' 2 توجه کنید

از دیگر ویژگیهای مهم سبک سانی بوی می توان به ویبره های حلق (Throat Vibrato) استثنایی اشاره کرد. در این تکنیک نوازنده به کمک حلق و حنجره تغییراتی متناوب در فرکانس صدا ایجاد میکند تا تاثیری همانند تحریرهای آوازی ایجاد کند. این تکنیک یکی از مهمترین تکنیک های سازدهنی است و در عین حال تکنیکی بسیار شخصی و معرف شخصیت نوازندگی نوازنده محسوب می شود.

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386 توسط پو یا | لينك ثابت |
Sonny Boy Williamson 1899-1965
Sonny Boy Williamson 1899-1965
 
 
 

 
در سال 1963 سانی بوی به همراه سایر هنرمندان بلوز دز مجموعه تورهای دور اروپا با نام American Folk Blues Festival شرکت کرد و به گواهی نقدهای چاپ شده در مطبوعات آن زمان از موفقترین چهره های این تور بود. سانی بوی غیر از اینکه نوازنده فوق العاده ای بود شگردهای نمایشی جذابی هم داشت که محبوبیتش را بین تماشاگران اروپایی بیشتر می کرد.

مثلا هنگام نواختن سازدهنی آن را یک وری داخل دهانش می گذاشت (مثل سیگار) و گاهی ساز را به حالت افقی کاملا به داخل دهانش فرو می برد و با دهان بسته (و لبخندی بزرگ و مضحک!) صدای ساز را درمی آورد یا از این عجیب تر می توانست همزمان دو سازدهنی بنوازد: یکی با دهان و دیگری با بینی (با بینی بزرگش!). در آن زمان نهضت احیای بلوز (Blues Revival) به تازگی در اروپا شکل گرفته بود و هنرمندان بلوز از عزت و احترام زیادی برخوردار بودند. سانی بوی هم که شرایط را باب میلش می دید پس از اتمام تور در بریتانیا ماند و به اجرای برنامه با گروه های راک جزیره مانند The Yardbirds و The Animals پرداخت و چند کار هم با Chris Barber (نوازنده برجسته ترومبون و از پیشگامان British Blues ) ضبط کرد. بخشی از این آهنگها بعدها در آلبومی به نام Sonny Boy Williamson In Europe منتشر شد.

سانی بوی حتی در برهه ای به فکر اقامت دائم در اروپا افتاده بود و یکی از آخرین آهنگ هایی که در سال 1964 در بریتانیا (با گیتار Jimmy Page ) ضبط کرد نامش بود: I'm Trying to Make London My Home . ولی عاقبت دوری از وطن را طاقت نیاورد و در اواخر سال 1964 به می سی سی پی بازگشت تا اجرای King Biscuit Time را که ربع قرن پیش شروع کرده بود دوباره از سر بگیرد.

Sonny Payne مجری وقت رادیو KFFA که فکر می کرد در اروپا به سانی بوی خیلی خوش گذشته و قصد اقامت در آنجا را داشته است از بازگشت او شگفت زده شده بود. یکبار بعد از برنامه پرسیده بود: "چرا برگشتی؟" و سانی بوی جواب داده بود: "اومدم خونه تا بمیرم. میدونم که حالم خوش نیست." Sonny Payne پرسیده بود: "از کجا میدونی که قراره بمیری؟" و Sonny Boy گفته بود: "ما مثل فیل ها هستیم. میدونیم."

پس سانی بوی دلیل مهمتری برای بازگشت به خانه داشت: گویی بازآمده بود تا مرگ را دریابد. در ماه های آخر عمرش به کمک دوستان قدیمش Houston Stackhouse گیتاریست و Peck Curtis درامر (همان دو نفری که در تصویر مربوط به King Biscuit Time می بینبد) به سیر و سیاحت از مناطق جنوبی و دیدار از دوستان و آشنایان مشغول بود و گاهی وقتش را به ماهی گیری می گذراند. در همان زمان (اوایل سال 1965) گروه The Band در شهر هلنا بود. Levon Helm خواننده/درامر گروه در همان حوالی به دنیا آمده و با شنیدن صدای سانی بوی در برنامه King Biscuit Time بزرگ شده بود.

آنها خیلی علاقه داشتند سانی بوی را از نزدیک ببینند و با هم برنامه داشته باشند. از بخت خوش سانی بوی در آن زمان در هلنا به سر می برد و گروه توانستند با کمی پرس و جو در یکی از کافه های محلی پیدایش کنند و حتی با هم یک اجرای زنده ترتیب دهند. در آن شب سانی بوی مرتب به داخل یک قوطی خالی تف می کرد.

بعدها Robbie Robertson (گیتاریست کانادایی گروه)تعریف کرد که : "اول فکر می کردم که دارد تکه های جویده تنباکو را بیرون می دهد ولی آخر شب دیدم که قوطی خالی پر از خون شده بود." روز 25 می 1965 دوستانش منتظر بودند تا برای اجرای برنامه به رادیو بیاید. وقتی از او خبری نشد به خانه اش رفتند و او را در بسترش مرده یافتند. پیکرش را در گورستان شهر Tutwiler می سی سی پی به خاک سپردند که دو خواهرش ساکن آنجا بودند. در سال 1980نامش وارد تالار افتخارات بلوز (Blues Hall of Fame) شد.

Jean-Jacques Milteau نوازنده برجسته فرنسوی و پدر Blues Harp فرانسه در مورد Sonny Boy تعبیر جالبی دارد. وی می گوید: "به زعم من اگر فهرستی از مهمترین "سازندگان" قرن بیستم را تهیه کنیم، Sonny Boy هم باید در این فهرست باشد."

تا هنگام مرگ در سال 1965، Sonny Boy Williamson با بسیاری از بزرگترین های بلوز، از Robert Johnson و Big Joe Williams در دهه 30 گرفته تا Eric Clapton (با گروه The Yardbirds)، Jimmy Page (از گروه Led Zeppelin) و Robbie Robertson (از گروه The Band) و Eric Burdon (ازگروه The Animals) و نیز گروه The Allman Brothers در سالهای آخر نوازندگی كرده بود. برنامه King Biscuit Time هم که او در سال 1941 پایه گذاری کرد هنوز در حال پخش است و تاکنون با بیش از 15000 برنامه پخش شده، عنوان پردوام ترین برنامه موسیقی رادیویی را در ایالات متحده به خود اختصاص داده است.

آنچه او با سازی كوچك و ده سوراخه به نام ساز دهنی خلق كرد، تاثیری بی مانند بر موسیقی بلوز، R&B و راك در دهه 50 تا 60 و سالهای بعد از آن گذاشت. به خصوص برخی از گروههای راك انگلیسی دهه 60 مثل John Mayall‌و گروه Blues Breakers و یا The Yardbirds ونیز گروه Led Zeppelin متاثر از نوازندگانی چون Sonny Boy Williamson II آثار ماندگاری خلق كردند كه خود تبدیل به آهنگهایی كلاسیك شدند. مثلا یکی از Hit های گروه Led Zeppelin آهنگ One Way Out بود که در اصل ساخته سانی بوی بود و در نسخه اصلی با گیتار Buddy Guy اجرا شده بود. به قسمتی از این آهنگ گوش دهید.

audio file به One Way Out توجه کنید

همچنین بسیاری از نوازندگان برجسته سازدهنی در دهه 1960 و بعد به طور مستقیم یا غیرمستقیم تحت تاثیر هنر وی بوده اند. بزرگانی چون Little Walter ، Junior Wells ، James Cotton ، Billy Boy Arnold و بسیاری دیگر از این دسته اند. سانی بوی زمانی در پاسخ به Billy Boy Arnold که پرسیده بود برای بهتر شدن نوازندگیش باید چه کار کند گفته بود:
"Just play it boy, 'cause if you don't play your harp nothin' gonna happen"

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386 توسط پو یا | لينك ثابت |

             چيـن اولين كشوري است كه مي توان آن را مبـدع سازدهني دانست در 3000 سال قبل از ميلاد در چين زمان حكومت امپراطوري نين كاوا  سازي با زبانه هاي چوبي وجود داشت كه از نظر ساختمان و نوع صدا دهي بسيارشبيه به سازدهني امروزي بود.     

         اما ريشـه سازدهـني هاي امروز را بايـد در اروپا و خصوصـأ در آلمان جستجو كرد . در قرن 17 ميـلادي براي كوك كردن صـدا ارگ كليسـا از وسيله اي استـفاده مي شد با تيغه هاي فـلزي  كــه با دميدن درسوراخـهاي آن فركانس ثابتي توليد مي شد. اين وسيـله مشـابه دياپازون و بسيار بزرگ تر از سازدهني هاي امروزي بود. در حقيقت پدرآكاردئون ، ملوديكا و سازدهني محسوب مي شود . 

 

             هارمونيكا( سازدهني)در سال 1818 توسط كريستين فردريك بوشمان 16 ساله اختراع و درسال1821 به عنوان سازدر برلين به ثبت رسيد.

ساز اختراعي بوشمان  بوسيله دميـدن در تيغـه هاي فـولادي به صدادرمي آمد وشامل يکسری  زبانه از جنس  فولادي بود که  به طور افقی  چيده شده بودنـد و فقط نتـهـا با فوت كردن به صـدا در مي آمدنـد . نتـها در سـاز ابداعـي بوشـمـان به صـورت كروماتيك و پشت سر هم قرار داشتند .

 او درنامه ای به برادرش ساز ابداعي خودراچنين توصيف نمود : ابزاری اختراع کرده که بسيار جالب است. حدود دوازده سانت طول دارد و بيست ويک نت را توليد مي کند، تمامي حالات ديناميك واحساسي را اجرا می کند وقادربه نگهداشتن ارزش زمانی نتهابه هرميزان دلخواه می باشد . بوشمان  با سـفرهاي زيـاد قابـليت هاي منـحصر به فرد هـارمونيكـا به  مردم اروپا نشـان داد.               

   در سال هزار و هشتصد و بيست وشش ميلادی شخصی بنام ژوزف ريختر اختراع بوشمان را با اضافه کردن رديف دوم زبانه بالای اولين رديف ولی در جهت  مخالف آن كامل نمود با ابداع  ريختر تيغه هاي رديف پائين درهنگام که فوت كردن و تيغه هاي  بالا هنگامی که هوا به داخل مكش مي شد‍ به صدا در می آمد.  

           در سال 1857  يك ساعت ساز آلماني  به نام ماتيوس هوهـنر   شروع به توليد و ساخت سازدهني به صورت حرفه اي نمود . او در آشـپزخانه منـزل خود به كمك همـسر و يك كارگـر توانست سالي 650 ساز دهني توليد كند و در سال 1924 كارخانه هوهنر توليد سازدهني كروماتيك را آغاز نمود.      هوهنر از شهرت انواع فرمها ودسته جات موسيقي برای افزايش محبوبيت سازدهنی استفاده كرد.به عنوان مثال:مدل  مرين بند   (Marine Band) که معروفترين مدل ساز دهنی دياتونيك مي باشد  نيز از روی نام دسته  موزيک معروفی  در آمريکا به سرپرستی فيليپ سوزا گرفته شده است . سوزا خودش روی جعبه ساز دهنی هوهنر را امضا مي کرد و اين جملات را می نوشت " ساز دهنی پايه و اساس زندگی موسيقيايي است ." خود او نيز يک مارش هيجان انگيز به نام جادوی ساز دهنی ساخت .هوهنر  در سال 1902 ميلادی درگذشت .  

        كوچكي و صداي دلنشين اين ساز باعث شد كه به سرعت بين مردم به محبوبيت خوبي دست يابد . بيـشترين توجه به سـازدهني از طرف مهاجران اروپايي به آمريـكا صورت گرفـت. مردمـي كه از كودكي با موسيقي  مانوس بودند درسرزمـين جديد خود به دنبال سازهايي بودند كه بتوانند با صداي آنها دوري از وطن و سختي هايي كه با آنها دست به گريبان بودند را فراموش كنند .  

                سازدهني به خاطرقابليتهاي منحصربه فرد خودعلاقه مندان زيادي بين آمريكاييهاخصوصأ كارگران سياه كه مردماني با استعداد بودند، پيدا كرد .نگاه پاك و كودكانه و گرايش زياد آنها به موسيقي باعث شدكه با استفاده ازسازهاي مستعمل اربابان سفيدخود دست به ابداع شيوه جديدي از موسيقي بزنند .در اين بين نوازندگان سياهپوست سازدهني با تأثير از محيط وصـداهاي اطراف خود از قبيل صداي جنگل، قطار ، جانوران و ... سبك جديد ي ابداع كردند .

             همانطوركه سازدهني دراروپا جاي خود را دراركستر هاي بزرگ كلاسيك باز مي كردوآهنگسازان بيشتـربه قابليت ها وتأثير صداي دلنشين اين سـاز، پي مي بردنـد ، در آمريكا نيز سازدهني خصوصأ در سبكهاي جز ، بلوز . كانتري ، فولك و راك  مورد استفاده قرار گرفت. به طوري كه در سال 1930 بيش از دو هزار اركستر سازدهني تأسيس شده بود . در نهايت در26 دسامبر سال 1965 سازدهني توسط   شيرا ولي Schira Wally   فضا نورد ، پاي را از كره زمين نيز فراتر نهاد


نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386 توسط پو یا | لينك ثابت |
audio file "Carnaval de Venise "ساخته Jean-Baptiste Arban را با اجرایFranz Chmel بشنوید

audio file "Zigeunerweisen"ساخته Pablo De Sarasate را با اجرایFranz Chmel بشنوید

 audio file "Hexentaenze Le Streghe "ساخته Nicolo Paganini را با اجرایFranz Chmel بشنوید


نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386 توسط پو یا | لينك ثابت |
audio file Larry Adler - Concierto di Aranjez

audio file Larry Adler - Bolero

audio file John Mayall - Exercise in C Major for Harmonica - Jazz Blues Fusion

audio file Sonny Boy Williamson & Memphis Slim - Harmonica Blues


audio file Robert Bonfiglio - Bridge over troubled water


نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386 توسط پو یا | لينك ثابت |
audio file  West Memphis Blues

audio file  Eyesight To The Blind

audio file  Pontiac Blues

audio file Bye Bye Bird

 audio file Baby Please Don't Go


audio file Larry Adler - Concierto di Aranjez


audio file Larry Adler - Bolero

 


نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386 توسط پو یا | لينك ثابت |
چندتا قطعه ی ساده

audio file True Love

 

audio file Route 19

 

audio file Shadow People گوش کنید به صدای سازدهنی با کلید بم

 

audio file Ivory Tusk گوش کنید به صدای سازدهنی با کلید زیر


نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386 توسط پو یا | لينك ثابت |
سازدهنی دیاتونیک
سازدهنی دیاتونیک
 
 
 

 
 در بین انواع ساز دهنی معرفی شده، نوع «دیاتونیک» که به «هارپ» Harp معروف است بیشترین کاربرد را در انواع موسیقی دارد و نوع رایج تری به حساب می آید. سازدهنی دیاتونیک از نظر ساختار ساده ترین و در عین حال ارزانترین نوع سازدهنی است.

همین سادگی سبب ایجاد غنای تکنیکی در نوازندگی این ساز در زمانهای مختلف بوده است و اتفاقاً به دلیل امکان به کارگیری تکنیک های متنوع، حرفه ای ترین نوازندگان سازدهنی موسیقی بلوز، راک و فولک از این نوع سازدهنی استفاده می کنند.

حتی بسیاری از نوازندگان موسیقی Jig یا Celtic از نوعی ساز دهنی دیاتونیک که دارای نتهای افزوده متفاوت گام دیاتونیک هستند و به آن، Melody Maker می گویند استفاده می کنند که البته شامل این بحث نمی شوند. (انواعی از این ساز برای نواختن موسیقی ایرانی نیز بسیار مناسب هستند). در این سری جدید نوشته ها، با این ساز بیشتر آشنا شده و اندکی در مورد نوازندگی با آن خواهیم نوشت.

انتخاب سازدهنی دیاتونیک
اگر قصد خرید یک سازدهنی دیاتونیک دارید کار دشواری در پیش ندارید، چون حق انتخاب چندانی هم ندارید. چرا که شرکتهای اندکی سازدهنی دیاتونیک می سازند که قیمت آنها بین 8 تا 30 دلار است (در ایران ممکن است قیمتها کمی بالاتر باشد). صرفنظر از سازهای چینی (که زیاد توصیه نمی شوند)، هنگام خرید به جز مارکهای زیر احتمالاً انتخاب دیگری ندارید:
Hohner: شرکت آلمانی Hohner بزرگترین ، معتبرترین و شناخته شده ترین سازنده سازدهنی در دنیا است. انواع معروف سازهای دیاتونیک Hohner بسته به نوع رنگ و طنین صدا عبارتند از: Blues Harp، Golden Melody، Marine Band و ...

Tombo: شرکت سازنده سازدهنی های Lee Oscar. انواع این ساز برای شروع بسیار مناسب هستند که انواع متنوع سازدهنی دیاتئنیک Melody Maker را نیز تولید می کنند. Suzuki: شرکت سازنده سازهایی با همین نام. کیفیت صدای این سازها نیز مناسب بوده و نوازندگی با آن نسبتاً راحت است. به خصوص برای تمریت تکنیکهای مختلف.



البته صفحه مولد صدا ((Reed سازهای سازنده های مختلف تقریباً جنس و ساختار یکسانی دارند. تفاوت سازهای مختلف معمولاً در در جنس و نوع بدنه آنها است. بعضی از سازهای دیاتونیک دارای بدنه چوبی و برخی دارای بدنه پلاستیکی هستند. این تفاوتها باعث ایجاد رنگ و طنین صدای اندکی متفاوت و همچنین احساس متفاوت در دست و دهان هنگام نواختن می شوند.

همانطور که مشخص است، سازدهنی های دیاتونیک در گامهای دیاتونیک متفاوتی ساخته می شوند. برای شروع به یادگیری هارپ، زیاد مهم نیست که ساز شما در چه کلیدی است. چه ساز کلید C یا G یا Bb را انتخاب کنید، جابجایی و بخش بندی نتها یکجور است. تفاوت سازهای با کلید مختلف در نتی است که ساز با آن شروع می شود. بنابر این مشخص است که ساز کلید Bb شامل نتهایی با صدای بم تر و ساز G دارای نتها با صدای زیرتری هستند. (اصولاً هرچه نتی بم تر باشد، نواختن آن با سازدهنی ساده تر است، لذا نواختن ساز کلید G قدرت و فشار هوای بیشتری لازم دارد.)



با این وجود بهتر است که برای شروع با ساز کلید C شروع کنید. چرا که این ساز مرسومترین کلید مورد استفاده است و تن صدای متوسطی دارد. از طرفی تمامی کتابها و Cd های آموزش سازدهنی دیاتونیک مربوط به این کلید هستند.

آرایش نتها روی سوراخ های مختلف یک سازدهنی دیاتونیک کلید C به صورت شکل زیر است.



نگهداری
برخی اعتقاد دارند برای آب بندی سازدهنی و داشتن صدای بهتر، باید ساز را قبل از شروع به نواختن حدود 12-10 دقیقه در یک مایع مثل آب غوطه ور نمود. این کار ممکن است عمر سازدهنی را کوتاه کند اما به خصوص در مورد سازدهنی های با بدنه چوبی، این کار باعث نفوذ آب در خلل و فرج چوبی شده و موجب تغییر ودر کیفیت و شفافیت صدا می شود.

طی روزهای نخست سعی کنید به آرامی در ساز بدمید یا مکش کنید و این کار را به تناوب روی همه سوراخها تکرار کنید. طی روزهای نخست، نواختن نتهای انتهایی ساز دهنی دشوار خواهد بود و صدای مناسبی از سوراخهای انتهایی در نخواهد آمد. در این صورت وسوسه نشوید که در این سوراخها با شدت بدمید یا مکش کنید؛ کم کم طی روزهای آینده خواهید دید همه سوراخها دارای صدای شفافی خواهند شد. همچنین در صورتی که هنوز مهارت کافی در اجرای تکنیکها ندارید، بهتر است به خصوص روی سوراخهای ابتدایی Bending تمرین نکنید.

مراغبت از سازدهنی بسیار ساده است. (شاید به همین دلیل خیلی ها این کار را فراموش می کنند). در زمانی که از ساز استفاده نمیکنید حتماً آن را در جعبه قرار دهید. به خاطر داشته باشید گرد و خاک بزرگترین دشمن سازدهنی شما است. بنا بر این تا حد ممکن ساز خود را از آن دور نگه دارید.

هرگز بلافاصله پس از غذا خوردن سراغ سازدهنی نروید، مگر اینکه دهان خود را کمی با آب شسته باشید. اگر به تازگی ساز نو خریده اید و می خواهید با آن بازی کنید، هرگز برای مدت طولانی در ساز خود به شدت هوا ندمید یا نکشید. بلکه از مکش Drawing و دمش Blowing با هم استفاده کنید. چرا که مکش یا دمش متناوب و شدید باعث تغییر شکل صفحه Reed می شود.

پس از اتمام نواختن یا تمرین، سوراخهای ساز را به طرف کف دست گرفته و به آرامی به آن ضربه بزنید تا اگر شیء خارجی در آن گیر کرده است از آن خارج شود.

نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386 توسط پو یا | لينك ثابت |
Sonny Boy Williamson 1899-1965
Sonny Boy Williamson 1899-1965
 
 
 
 
سانی بوی در حفظ میراث بزرگان بلوز و انتقال آن به نسلهای بعد نیز نقش مهمی داشته است. مثلا آهنگ Mr. Downchild در اصل از ساخته های Robert Johnson بود ولی اجل مهلتش نداد تا آن را ضبط کند. سانی بوی آین آهنگ را بر روی صفحه آورد و برای ما به یادگار گذاشت.

سانی بوی سالهای 1953 و 1954 را بیشتر در شهر Detroit گذراند و با گیتاریست های دیترویت مانند Baby Boy Warren و Calvin Frazier (که در دهه 40 از دلتا به دیترویت رفته بودند) کار می کرد. در سال 1955 سانی بوی که با شرکت Chess Records قرارداد بسته بود خانه ای در شهر میلواکی خرید و در آنجا اقامت گزید.

اولین آهنگ این دوره از فعالیتش Don't Start Me To Talkin' بود که در آن Muddy Waters و Jimmy Rogers گیتار می زدند و نواختن پیانو هم بر عهده Otis Spann بود. این آهنگ جزو 10 ترانه برتر چارت ملی R&B قرار گرفت تا سانی بوی را در آستانه 60 سالگی به مقام ستاره ای نوظهور در عرصه بلوز برساند.

سانی بوی 5 سال بعد را (تا سال 1960) در شهر میلواکی بود و برای شرکت Chess صفحه پر می کرد که در اکثر آنها نوازنده گیتار دوست قدیمی اش Robert Jr. Lockwood بود و تمام آنها به آثار ماندگار و ارزشمندی تبدیل شدند. سال 1960 این دو به شهر کلیولند در ایالت اوهایو رفتند و یک سالی را در آنجا گذراندند. Robert Jr. به همراه خانواده اش در آن جا ماندگار شد ولی سانی بوی که طبق معمول یک جا بند نمی شد به دلتا بازگشت.

در همین سالها بود که Paul Oliver محقق برجسته موسیقی بلوز سفرش را به دور آمریکا برای یافتن خواننده های بلوز و گفتگو با آنها شروع کرده بود.

توصیفی که وی از سبک سانی بوی داده از این قرار است: "با لبهای بزرگش آن سازهای کوچک را بیرحمانه در خود فرو می کشید و دستان بزرگش را چنان به دور ساز حلقه می کرد که گویی در کار نوشیدن جرعه بزرگی آب باشد. از دست ها و انگشتانش برای شکل دادن به نت ها و تغییر دادن اصوات استفاده می کرد و در هر چیزی که می خواند یا می نواخت حس زمان بندی بی نظیری حاکم بود که از بهترین درامرهای بلوز هم دقیق تر بود."

سانی بوی قامتی بلند و اندامی درشت داشت. چهره ای زمخت با چشمان پف کرده، بینی بزرگ و لب های کلفت با چینهای عمیقی در صورت که ظاهرش را پیرتر از سن واقعیش نشان می داد. معمولا ریش بزی می گذاشت و نسبت به جثه اش دست های بزرگی داشت. خصوصیات فیزیکیش او را در رسیدن به صدا و لحن خاص نوازندگیش یاری می رساند. مثلا دستهای بزرگش برای اجرای تکنیک Wah-Wah خیلی مناسب بود.

در این تکنیک نوازنده بعد از شروع یک نت به طور ناگهانی دستانش را (که به دور ساز حلقه کرده) از هم باز می کند تا صدای ساز را از حالت ضعیف و خفه به شکلی بلند و واضح درآورد. کاربرد صحیح این تکنیک کیفیتی آوازگونه به سازدهنی می بخشد که در کمتر سازی شنیده می شود. سانی بوی در تکنیک Wah-Wah به کمال مطلق رسیده بود و سبک آوازی (Voacl) خاص خودش را تا حدی مدیون آن بود.

غیر از آن به خوبی می توانست این تکنیک را برای تقطیع جملات و ریتم دادن به آنها و تاکید بر نت های مورد نظرش به کار گیرد. به عنوان نمونه به آهنگ Good Evening Everybody گوش دهید. این آهنگ که برای شرکت Chess Records ضبط شده بسیار مشابه آن چیزی است که درا بتدای برنامه King Biscuit Time شنیده می شد.

هنوز که هنوز است هیچ نوازنده ای نتوانسته به آن کیفیت خاص Wah-Wah های سانی بوی دست یابد. در اینجا Sonny Boy بی رقیب و دست نیافتنی است. این تکنیک احتمالا الهام بخش گیتاریست هایی مانند Eric Clapton و Jimmy Hendrix بوده که در دهه 1960 استفاده از پدال Wah-Wah را در گیتار الکتریک متداول کردند.

نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386 توسط پو یا | لينك ثابت |
Sonny Boy Williamson 1899-1965
Sonny Boy Williamson 1899-1965
 
 
 
 
سانی بوی درچند سال اول برنامه را با Robert Jr. Lockwood و Peck Curtis درامر اجرا می کرد و هرموقع که سانی بوی به دلیلی نمی توانست خودش را به برنامه برساند Peck Curtis خوانندگی و رهبری گروه را بر عهده می گرفت. در سال 1945 Robert Jr. Lockwood (Robert Jr. Lockwood پسرخوانده Robert Johnson اسطوره ای است و هنوز در قید حیات می باشد) که گرایش بیشتری به موسیقی Jazz داشت برنامه رادیویی را ترک کرد و Houston Stackhouse جایگزین وی شد. سانی بوی تقریبا تا سال 1947 به طور مرتب در این برنامه حضور داشت.

در سال 1947 به شهر Belzoni رفت و در آنجا بود که با Elmore James افسانه ای آشنا شد. این دو به همراه گیتاریست دیگری با نام Arthur "Big Boy" Crudup گروه سه نفره ای تشکیل داده بودند و در مناطق مختلف و نیز رادیوی محلی Belzoni به اجرای موسیقی می پرداختند. اما شاید مهمترین اتفاق این دوران برای سانی بوی در همین سالها جدایی او از همسر اول خود یعنی ماری برانت كه خواهر Howlin’ Wolf بود و آشنایی وی با Mattie Gordon و ازدواج با او در سال 1949 بود. چرا که وی را کمی پابند و سربراه کرد و علاقه عمیقی که نسبت به Mattie داشت را تا آخر عمر در قلبش حفظ کرد.

یکی از آخرین آهنگ هایی که در اروپا ضبط کرد (در سال1964 و با گیتار Jimmy Page) نامش "Mattie Is My Wife" بوده است. به هر حال در سال 1949 سانی بوی خانه ای در West Memphis خریده و به همراه همسرش در آنجا اقامت داشت. West Memphis در آن زمان با جذب موزیسین های بنامی مانند Howlin' Wolf ، Robert Jr. Lockwood ، Elmore James ، Bobby Bland و B.B. King جوان رفته رفته به مهمترین رقیب شهر هلنا بدل شده بود. در اواخر سال 1949 خانه سانی بوی در اثر صاعقه آتش گرفت و با خاک یکسان شد. وی بعدها در آهنگ West Memphis Blues این واقعه را نقل کرد.



با حادثه ناگواری که پیش آمد سانی بوی این شهر را ترک کرد و در جستجوی کار روانه ایالت های دیگر مانند فلوریدا، لوییزیانا و تگزاس شد.

در سال 1951 (یعنی ده سال پس از شروع King Biscuit Time و 3 سال پس از مرگ سانی بوی اول) توانست اولین صفحه هایش را برای شرکت Trumpet در شهر Jackson می سی سی پی ضبط کند. جالب است که وی در زمان ضبط نخستین صفحه هایش بیش از 50 سال سن داشته است. آهنگ های ضبط شده برای شرکت Trumpet در فاصله سالهای 1951 تا 1954 بعدها به همراه یکی از برنامه های رادیویی King Biscuit Time در آلبومی به همین نام منتشر شد. هرچند این آلبوم کیفیت ضبط مناسبی ندارد و ممکن است شنونده را در شنود اول دلزده کند ولی به خوبی نشان دهنده سبک خاص سانی بوی است که در آن زمان به پختگی و کمال لازم رسیده بود. همچنین فضای حاکم بر موسیقی دلتا بلوز دهه 40 و 50 را به روشنی نشان می دهد.




یکی از شایعات مربوط به این دوره به ماجرای ضبط آهنگ Dust My Broom از Elmore James با همکاری Sonny Boy II بر می گردد. Elmore James از اولین نوازندگان دلتا بلوز بود که به نواختن گیتار الکتریک با اسلاید (Slide) روی آورد و پیروان بسیاری مانند Johnny Winter و Peter Green دارد. این آهنگ یک riff گیتار اسلاید داشت که در اصل متعلق به یکی از آهنگهای Robert Johnson بود و Elmore James آن را با گیتار الکتریک به صورتی خشن تر می نواخت.

این آهنگ قبل از ضبط در سرتاسر منطقه دلتا شناخته شده بود و طرفداران زیادی داشت. بر طبق این افسانه خانم Lillian McMurry مالک شرکت Trumet Records برای ضبط آهنگ از المور جیمز دعوت می کند ولی او که تمایلی به این کار نداشت نپذیرفت. McMurry هم یک بار به بهانه تمرین المور جیمز را به همراه سانی بوی و یک نوازنده درامز به استودیو می خواند و مخفیانه آهنگ فوق را ضبط می کند به هر حال این آهنگ توانست در کمال تعجب به جمع 10 ترانه برتر چارت ملی R&B راه پیدا کند و به یکی از استانداردهای بلوز تبدیل شود.

بسیاری از آهنگ هایی که سانی بوی برای Trumpet Records ضبط کرد به آثار کلاسیک بلوز تبدیل شده اند و سانی بوی بعدها این آهنگ ها را برای شرکت Chess Records نیز دوباره اجرا و ضبط نمود که می توان موارد زیر را نام برد:

Come On Back Home, Eyesight To The Blind, I Cross My Heart, Mighty Long Time, Mr. Downchild, Nine Below Zero, …

نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386 توسط پو یا | لينك ثابت |
Sonny Boy Williamson 1899-1965
Sonny Boy Williamson 1899-1965
 
 
 
 
در نوامبر سال 1941 Sam Anderson رادیو KFFA را که نخستین رادیوی محلی در هلنا بود تاسیس کرد. تا قبل از آن مردم هلنا، رادیوی محلی نداشتند و تنها برنامه های رادیوی Memphis را دریافت می کردند. با پشتیبانی یك شرکت مواد غذایی به نام Interstate Grocery Company که محصولاتش را با نام تجاری King Biscuit به بازار عرضه می کرد، سانی بوی توانست در دسامبر آن سال در یک برنامه رادیویی با نام King Biscuit Time (KBT) به اجرای زنده بلوز بپردازد.

این برنامه در 5 روز اول هفته راس ساعت 12 ظهر (بعدها ساعت پخش برنامه به 12:15 تغییر یافت) به مدت 15 دقیقه از رادیو KFFA پخش می شد. این ساعت روز زمان استراحت کارگران و زارعان بین شیفت های کاری برای صرف نهار بود. شعاع پخش برنامه در ابتدا تا 40 مایل و در سال 1944 به 80 مایل رسید. برنامه را مجری رادیو با این جمله شروع می کرد: "Pass the biscuits, 'cause it's King Biscuit Time!" ( یعنی "بیسکوییت ها رو رد کن بیاد چون که زمان برنامه King Biscuit رسیده!") و بعد آهنگ ابتدای برنامه پخش می شد که ضرباهنگی سریع داشت و با این مطلع آغاز می شد:

Good evenin' everybody, tell me how do you do
Good evenin' everybody, tell me how do you do
These King Biscuit boys, they've come out to play for you
سپس سانی بوی و گروهش (که ابتدا فقط گیتار Robert Jr. Lockwood بود و بعدها درام و پیانو هم به آن اضافه شد) آهنگ های خودشان و یا آهنگ های درخواستی را که مردم از طریق نامه مطرح می کردند برایشان می نواختند و در بین آیتم ها، مجری برنامه محصولات King Biscuit را تبلیغ می کرد. برخی روزهای شنبه هم اعضای گروه با کامیون شرکت Interstate به مناطق مختلف هلنا می رفتند و برای مردم برنامه اجرا می کردند. این اجراها همواره شلوغ و پرطرفدار بود و به محبوبیت آنها اضافه می کرد.

این برنامه بلافاصله پس از پخش با استقبال زیادی روبرو شد و هم میزان فروش محصولات مارک King Biscuit را (که مهمترینشان آرد بود و انصافاهم محصولات خوبی بودند!) افزایش داد و هم درآمد سانی بوی و گروهش را که برای هر شب اجرای موسیقی، نفری 75 و گاهی 100 دلار دستمزد می گرفتند، در شرایطی که درآمد یک شغل خوب آن وقت ها هفته ای 50 دلار بود. Robert Jr. Lockwood مقتصدتر از سانی بوی بود و توانست با پس انداز کردن پولهایش یک اتوموبیل پونتیاک مدل 39 بخرد که بسیار هم به آن افتخار می کرد و بعدها در آهنگ Pontiac Blues به آن اشاره شده بود.



تا قبل از این برنامه رادیویی سانی بوی در سرتاسر ایالتهای جنوبی به صورت زنده برنامه اجرا می کرد و هیچ وقت هم دریک مکان بند نمی شد. مانند اکثر نوازندگان بلوز دائم در سفر بود. ولی پخش صدایش از ایستگاه KFFA تا شعاع دست کم 40 مایلی موقعیتی بود که تابحال نصیبش نشده بود و آن را برای خودش نوعی برازندگی و شخصیت اجتماعی می دانست.

محصولات کارخانه Interstate با تصویر او به بازار می آمد و از سانی بوی چهره ای شناخته شده و احترام برانگیز در مناطق جنوبی ساخته بود. به همین جهت در دوره پخش این برنامه هر جا که بود سر ساعت 12 ظهر خودش را به استودیو می رساند تا برنامه را روی آنتن بفرستد. به نظر می رسید که سانی بوی با این برنامه اعتماد به نفس بیشتری یافته و به قول معروف خودش را پیدا کرده بود. آن طور که Sonny Payne گزارشگر رادیو KFFA در آن زمان می گوید: "تا قبل از این برنامه سانی بوی را مست و پاتیل دیده بودم ولی بعد از این برنامه هرگز او را در حالت مستی ندیدم."

به کمک این رادیو شهرت سانی بوی روز به روز بیشتر شد و او توانست دامنه فعالیتش را تا مناطق شمالی تر دیترویت و شیکاگو گسترش دهد. این نخستین باری بود در تاریخ دلتا که خواننده ای توانسته بود برای خودش یک حامی مالی (اسپانسر) دست و پا کند و با واسطه رسانه رادیو به شهرت برسد. ضمن اینکه گروه، محل اجرای هر شب خود را به گوش مردم می رساند تا مخاطبان بیشتر و بالطبع درآمد بیشتری را جذب کند. از همه مهمتر اینکه هلنا به سرعت در کانون توجه نوازندگان جوان و جویای نامی قرار گرفت که به قصد تجربه اندوزی و شغل بهتر به آنجا مهاجرت می کردند. از جمله آنها می توان به Jimmy Reed و Little Milton اشاره کرد. Muddy Waters هم گفته بود که در ایام جوانی هیچ گاه شنیدن برنامه KBT را از دست نمی داده است. حتی B.B. King هم از طرفداران پروپا قرص KBT بوده است.

همچنین باید Little Walter Jacobs و Jimmy Rogers را نام برد که بعدها پایه ثابت گروه Muddy Waters شدند و خود توانستند در رادیو KFFA برنامه زنده داشته باشند. جیمی راجرز در این باره می گوید: "آن برنامه خیلی از موسیقیدان ها را به هلنا می کشاند...هلنا در دهه 40 برای ما مرکز بلوز بود." جالب آن بود که گاهی به نوازندگان جوان اجازه می دادند موقع پخش برنامه در استودیو حضور داشته باشند و از محضر بزرگان بلوز درس بگیرند. تاثیرات برگرفته از سبک سانی بوی و Phrasing خاص او چه در اولین کارهای Little Walter (یكی از بزرگان صاحب سبك در نوازندگی ساز دهنی سلك بلوز)، مانند آهنگ Just Keep Loving Her و چه در کارهای سالهای بعدش به خوبی مشهود است.

نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386 توسط پو یا | لينك ثابت |
Sonny Boy Williamson 1899-1965
Sonny Boy Williamson 1899-1965
 
 
 

 
اگر در تاريخ سازدهني بلوز (Blues Harp) دو نوازنده مطلقا غير قابل تقليد وجود داشته باشند قطعا يکي از آنها Sonny Boy Williamson II است (و ديگري هم Sonny Terry ). ساني بوي ويليامسونII، بي شك يكي از تاثير گذارترين و بزرگترين نوازندگان Diatonic Harmonica (ساز دهني دياتونيک) در تاريخ موسيقي بلوز واز قله هاي دست نيافتني آن است . بي اغراق مي توان او را از واپسين اسطوره هاي بلوز و حتي فراتر از هويت اسطوره اي، از نمادهاي بلوز دانست.



Sonny Boy Williamson II كه نام واقعی او Alec ‘Arthur’ Miller است، در سال 1899 ( و بنا به تحقیقی 1906) در قلب دلتای می سی سی پی در Glendora به دنیا آمد و در 1965 در هلنای آرکانزاس از دنیا رفت.

هرچند او نام مستعار خود را از یكی دیگر از نوازندگان بزرگ بلوز هارپ (Blues Harp) یعنی John Lee Williamson ملقب به Sonny Boy Williamson I برگرفته است، اما سبك منحصر به فرد و موسیقی های جاودانه او باعث شد تا همواره نام Sonny Boy بیشتر یاد آور او باشد.

جدا از اینكه او پایه گذار و نماینده مکتبی ویژه در نواختن بلوز هارپ است، Sonny Boy یك هویت اسطوره ای است كه شخصیت جذاب و غیر قابل پیش بینی او همواره با نوعی بدعت گذاری در سبك نواختن، زیبایی ملودیك و صداقت شاعرانه عجین است.

مهمترین ویژگی نوازندگی Sonny Boy Williamson II این است كه زمانی كه به نوازندگی او گوش می دهید، صدای هارپ او در کانون توجهات است. مهم نیست كه چند نوازنده بزرگ در كنار او در حال نواختن هستند. آنچه می شنوید، نوای غالب و برتر هارپ Sonny Boy است به طوری که در لحظاتی آهنگ را کاملا از آن خودش می کند. آهنگ Baby Please Don't Go که با Big Joe Williams اجرا کرده است نمونه خوبی از این دست است. 


در مورد كودكی و نوجوانی این نوازنده سیاه پوست اطلاع چندانی در دست نیست چون سانی بوی تمایلی به مصاحبه با دیگران نشان نمی داد و از این بابت روایتگر چندان قابل اعتمادی هم نبود. آنچه مسلم است این است كه او در سنین نوجوانی نواختن سازدهنی را بدون هیچ معلمی و بدون آشنایی با نت خوانی شروع كرد.

سانی بوی بر خلاف اغلب نوازندگان بلوز دوران کودکی آرامی را گذراند و تا سنین 30 سالگی و بیشتر در کنار خانواده زندگی می کرد و بیشتر وقتش صرف کشاورزی و کار در مزرعه می شد. او در اواسط دهه 30 به دنبال شغل بهتر رهسپار هلنا (Helena) در ایالت آرکانزاس شد. هلنا در دهه 30 به مرکز موسیقی بلوز در دلتا تبدیل شده و پذیرای بسیاری از بزرگان بلوز مانند Robert Johnson (سلطان موسیقی دلتا بلوز و بزرگترین نوآور نوازندگی گیتار در سبک دلتا بلوز)، Howlin' Wolf و Elmore James بود. درحدود 10 هزار نفر جمعیت داشت که 70 درصدشان سیاه پوست بودند.

به واقع در آن زمان برای خودش یک شیکاگوی کوچک بود. شهر 2 خیابان اصلی و موازی هم داشت: Cherry Street که محل گرد هم آمدن سفید پوستان بود و Elm Street که جایگاه استقرار بارها و کلوبهای سیاهان بود. سانی بوی در این سالها به همراه Robert Johnson ، Robert Jr. Lockwood و Robert Nighthawk و دیگران در خیابان الم و در بارهای مختلف برنامه اجرا می کرد. البته هیچ وقت یک جا بند نمی شد و سرتاسر ایالت های جنوبی را با دوستانش سیر می کرد.

حتی در شب مرگ Robert Johnson او را در آخرین اجرایش همراهی کرده بود. بی گمان این تجربیات او را در رسیدن به سبک خاص خودش در سالهای بعد یاری داده است. در این دوره در بین همقطارانش با نام های مختلفی چون Little Boy Blue یا Willie Williams(on) و یا "Rice" Miller شناخته می شد.

نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386 توسط پو یا | لينك ثابت |
Lawrence Cecil Adler ,  1914 –  2001
Lawrence Cecil Adler , 1914 – 2001
 
 
سازدهنی‌ها، همه جا هستـنـد؛ در فیلم‌هایی از جنــگ جهانـی دوم 1 در فیلم‌هایی از جنگ‌های داخلی آمریكا 2 در فیلم‌هایی راجع به افسردگی و ماتم 3 و به همین ترتیـب شمـا می ‌توانیـد سازدهنی‌ هـا را دركـارخانـه ‌هـای ماشین ‌سازی، در دسته گانگسترها و در جیب گاوچران‌ های آوازخوان، پیدا كنید.

در دنیای بلوز، پاپ، جـاز و راك، صدای سازدهنی‌ ها به گوش مـی ‌رسند. سازی كوچك كه انواع صداها از آن به گوش می رسد. آنچه كه به وسیله لیتل والتـر(Little Walter)، جونیور ولز (Junior Wells)، هاولین ولف (Howlin’ Wolf)، جیمز كاتن (James Cotton) یا میك جگر (Mick Jagger) نواخته می‌شود همگی ساز دهنی یا هارمونیكا هستند، اما هر یك صدایی منحصر به خود دارند.


هارمونیكا كه نوای آن سالهاست روح و قلب جهانیان را تسخیر كرده، سازی ساده و بی‌ تكلّف است. از موسیقی كلاسیك گرفته تا كانتری گاوچران‌ها، از آهنـگهـای احساسی دور آتش كمـپ گرفته تا هیجان راك اند رول (Rock and Roll)، تا غصّه‌های یك بلوزنواز تنها در نیمه شب، همه و همه با یك ساز ساده قابل اجرا هستند و كوچك و قابل حمل بودن و راحتی نوازندگی، آن را به یكی از پر طرفدارترین سازها تبدیل كرده است.

اوتیس اسپن (Otis Span) پیانیست مادی واترز (Muddy Waters) كه یكی از بزرگترین و تاثیر گذار ترین آهنگسازهای سبك بلوز است می گوید: 'هارمونیكا مادر گروه موسیقی بلوز است'.


با انتخاب هارمونیكا برای یادگیری و نواختن‌،‌ شما به مسیری طولانی از نوازندگانی كه قلبشان را از میان یك قطعه كوچك حلبی به تراوش در می‌آورند، می‏پیوندید.

از نظر تاریخی، چینی‌ های باستان نوعی سازدهنی با زبانه‌ های چوبی داشته‌ اند و موتسارت قطعه‏ ای برای سازدهنی شیشه‏ای (یك ساز كاملاً متفاوت متشکل از یك سری قطعه شیشه‌های كوك شده) نوشت.


سازدهنی کروماتیک و دیاتونیک
انواع هارمونیکا
هارمونیكا دارای دو نوع اصلی است. نوع اول آن در گام كروماتیك است (Chromatic Harmonica) و همانطور كه انتظار می رود، تمام نتهای گام كروماتیك (اعم از پرده و نیم پرده) توسط آن قابل اجرا است. از نظر ظاهر، این ساز دارای یك كلید در انتهای آن است كه با فشردن آن، چه در حالت مكش (Draw) و چه در حالت دمش (Blow)، نت مربوط به هر سوراخ نیم پرده بالاتر نواخته می شود.

ساز دهنی كروماتیك برای قطعاتی مناسب است كه ملودی قطعه در گامی با بیش از 7 نت است. به همین دلیل این ساز معمولا در موسیقی پاپ، جز و كلاسیك استفاده می شود. 'ژان توتس تیلماتز' (Jean Toots Thielemans)؛ یكی از بزرگترین نوازندگان این ساز به سبك جز است و سبك او، تحولی در نوازندگی این ساز ایجاد كرد.

بزرگترین نوازندگان هارمونیكای كروماتیك ، Stevie Wonder، Robert Bonfiglio و Larry Adler هستند و گروه 'جری مورادز هارمونیكتز' (Jerry Murad’s Harmonicats)، بسیاری از قطعات كلاسیك را به صورت كوارتت هارمونیكا اجرا كردند.



نوع دیگر این ساز، در گام دیاتونیك است (Diatonic Harmonica). همان گونه كه از نام این ساز معلوم است، این نوع هارمونیكا در گام های كروماتیك ساخته می شوند و تنها دارای نتهای موجود در آن گام می باشند.

بنا بر این بسته به گام یك قطعه موسیقی، از هارمونیكا با كلید همان گام استفاده می شود و برای نواختن سایر نتهایی كه در گام مربوط وجود ندارند از تكنیك های خاص زبان، حنجره و لب استفاده می شود.

به هارمونیكای دیانونیك، هارپ (Harp) نیز می گویند. این نوع ساز متداول ترین نوع هارمونیكا است و در موسیقی راك، فولك و به خصوص بلوز از آن استفاده می شود. مطرح ترین نوازندگان این ساز افرادی چون سانی بوی ویلیامسون 2 (Sonny Boy Williamson II)، سانی تری (Sonny Terry)، چارلی ماسل وایت (Charlie Musclewhite)، لیتل والتر (Little Walter) و ... بوده اند كه هر كدام به نوعی با تكنیك های بدیع، تحولی در نوازندگی این ساز ایجاد كردند.

امروزه صدای دلنشین این ساز در آهنگهای باب دیلن (Bob Dylan)، بروس اسپرینگستین (Bruce Springsteen) و نیل یانگ (Niel Young) به گوش می رسد.



سازدهنی دیاتونیكی (Diatonic) كه ما هم‌اكنون می‏شناسیم، در اوائل قرن نوزدهم، در آلمان ساخته شده است. این ساز بوسیله‌ موج مهاجرین ترك ‌كننده‌ آلمان، به ایالات متحده و بریتانیا برده شد و در اواسط قرن نوزدهم، در سراسر جهان، نواخته می‌شده است.

به دلیل ارزانی این ساز، بسیاری از سیاه پوستان فقیر آمریكا، از این ساز برای نواختن موسیقی تنهایی خود استفاده می كردند تا جایی كه امروزه این ساز، به یكی از متداول ترین سازهای موسیقی بلوز تبدیل شده است.
سازدهنی كروماتیك (Chromatic) نیز در سال 1918 اختراع شد و در دهه 1930 و 1940 به خصوص در اروپا، بسیار مشهور شد. به هر حال هارمونیكا، سالیان سال است كه در دستان میلیونها نوازنده بوده است و صدای آن بیانگر احساسات، هیجانات، شادی ها، غمها و آرامش آنها بوده و خواهد بود.

نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386 توسط پو یا | لينك ثابت |
فرانز اشمل، نوازنده ای که اجرای قطعات کلاسیک با سازدهنی را معنا بخشید

 

نام فرانز اشمل Franz Chmel به منزله انقلابی در نوازندگی سازدهنی است و هنرش متعلق به آن دسته از نوازندگان است که اجرای موسیقی کلاسیک با این ساز را باور داشته و دارند. او با شکستن متدهای قراردادی، تکنیک بدیعی خلق کرد و امکان نواختن مشکل ترین قطعاتی را که حتی غیرممکن به نظر می رسید، فراهم نمود. چیره دستی او در نواختن این ساز به استعداد ذاتی اش برنمی گردد، بلکه نتیجه سالها سخت کوشی، ممارست و تجربه اوست.

فرانز اشمل در فوریه سال 1944 در اطریش متولد شد، از سن شش سالگی به همراه برادرانش نواختن سازدهنی را به صورت خود آموز آغاز کرد، در هشت سالگی وارد مدرسه موسیقی شد و در آنجا به نواختن آکاردئون و گیتار مشغول شد. در سال 1965 به ناگهان سازدهنی را کنار گذاشت و تصمیم گرفت بر حرفه اش به عنوان تعمیرکار شرکت راه آهن اطریش ، متمرکز شود، در همین سال او از همسر اولش جدا شد.

پس از آشنایی با همسر دومش بریجیتا Brigitta ، که یار و هم قدم فرانز در تمام مراحل زندگی بود، بر اثر تشویق های بیش از حد او، مجددا نوازندگی را از سر گرفت و این بار با نگاهی نو به این کار پرداخت. تلاش بی وقفه و عزم راسخش باعث شد پلکان ترقی را به سرعت صعود کند. در سال 1989 با جیمر مودی James Moody نوازنده، آهنگساز و رهبر ارکستر برجسته انگلیسی تبار آشنا شد. مودی که تا آن زمان سابقه هم نوازی با تامی ریلی Tommy Reilly ستاره بی بدیل نوازندگی سازدهنی را دارا بود، پس از شنیدن صدای سازدهنی فرانز در کمال ناباوری به او گفت : " به نظر می رسد از یک کره دیگر آمده باشی، شیوه نوازندگی ات مافوق تصور است !"


فرانز به تلاش هایش با هدف از میان برداشتن محدودیت های این ساز، ادامه داد و در نواختن ساز دهنی به پیشرفت عظیمی دست یافت. صدایی که از نواختن این ساز توسط او به گوش می خورد، غیرقابل باور بود و تا آن زمان هیچ کس صدایی مشابه از این ساز نشنیده بود. او بر خلاف نوازندگان دیگر که از دستشان برای تولید ویبراتوها کمک می گرفتند، با استفاده از زبانش این کار را انجام می داد. فرانز اشمل با اجرای قطعاتی که حتی خبره ترین نوازندگان سازدهنی در آن زمان نواختن آنها را با این ساز امری غیرممکن تلقی می کردند، به شهرت دست یافت.

او روزانه 4 ساعت به تمرین می پرداخت و در سال 1989 موفق شد اولین آلبومش با عنوان " Zigeunerweisen " را عرضه نماید. او به تمارین روزانه اش شدت بیشتری بخشید و تقریبا شش ساعت از روز را به این امر اختصاص می داد. در سال 1994 دومین آلبومش با عنوان Fantasia Baroque را روانه بازار کرد. علاوه بر جیمز مودی بسیاری از آهنگسازان برجسته دیگر نیز برای او آهنگ های مختلفی ساخته اند. در سال 2000 سومین اثرش با عنوان "سازدهنی کلاسیک، بخش اول Classic Harmonica Vol 1" را منتشر ساخت.



در 27 فوریه سال 2003 جایزه Jakob Prandtauer در شهر St. Pölten اطریش به فرانز اشمل اعطا شد. او پس از دریافت این جایزه به رسانه های خبری اظهار داشت :" بسیار خوشحالم، نه به دلیل اجراهای موفقم، بلکه به این دلیل که توانستم این جایزه را برای سازدهنی دریافت کنم."

مجاهدت های اشمل در این عرصه، این امکان را برای نوازندگان سازدهنی فراهم نموده که ماحصل ده سال تجربه و مطالعه او را در مورد این ساز که همواره مورد بی مهری بزرگان موسیقی قرار گرفته، در اختیار داشته باشند.

او در ژوئیه سال 2001 یک سمینار شش روزه با موضوع سازدهنی، در اطریش برگزار کرد، در ماه مه سال 2004 متن کامل این سمینار با عنوان " هم نوایی سازدهنی با ارکستر" عرضه شد، در حال حاضر متن فوق الذکر در سایت اختصاصی اشمل قابل دسترسی است. در مقدمه این متن به نقل از او، خطاب به نوازندگان جوان آمده است :

" اصولا نداشتن استعداد در زمینه نوازندگی را بهانه ای بیش نمی دانم و معتقدم استعداد من در این زمینه مطلقا بیش از شما نیست، تنها تفاوتی که وجود دارد به توانایی ام در برخورد با مشکلات بنیادین در نواختن قطعات مختلف با این ساز بر می گردد که تا اندازه ای حرفه ای تر از برخورد شماست. "

در جایی دیگر آمده است :" اینکه دسته ای از افراد سازدهنی را بیشتر یک اسباب بازی می پندارند تا یک ساز، دو دلیل دارد: یکی اینکه تا به حال تک نوازی یک نوازنده واقعی را با این ساز نشنیده اند، دلیل دوم کمبود قطعات کلاسیک ساخته شده برای ساز دهنی است. در مورد دلیل اول، به هر ترتیب تمی توان برای چنین طرز تفکری افراد را سرزنش نمود، کار درست این است که بتوانیم با شیوه نواختنمان دید آنها را تغییر دهیم. در توضیح دلیل دوم نیز این کمبود واقعا وجود دارد، اساتیدی چون باخ، موزار و بتهوون هیچگاه قطعه ای برای سازدهنی نساختند، همه می دانیم که این ساز در آن روزگار به صورت کنونی وجود نداشته و با اطمینان می گویم اگر ساز دهنی امروزی در دوره موزار یا آهنگسازان مطرح دیگر یافت می شد، به طور قطع برای این ساز نیز قطعاتی ساخته می شد. "


در بخشی که به جنبه های تئوری و عملی مربوط به تکنیک های نوازندگی ساز دهنی مربوط است، دو روشی که امکان استفاده از آنها در نواختن این ساز وجود دارد، مورد بررسی و تجزیه تحلیل قرار گرفته اند. به طور قطع نوازندگان این ساز با دو روش Puckering و Tongue Blocking آشنایی کامل دارند، در Puckering نوازنده لب هایش را در حالتی مانند سوت زدن قرار می دهد و هوا تنها در یکی از سوراخ های ساز جریان پیدا می کند، در Tongue Blocking نوازنده لبان خود را بر روی دو یا چند سوراخ قرار می دهد و سوراخ هایی از ساز که در لحظه مورد استفاده قرار نمی گیرند، با کمک زبان بسته می شوند. به عقیده اشمل، روش Tongue Blocking هر چند مشکل تر است، اما مزایای بسیاری را داراست و به سازدهنی امکانات شگفت آوری می افزاید، بنابراین در صورتی که نوازنده ای بخواهد از کلیه امکانات این ساز در اجراهایش بهره جوید، ناگزیر از به کار گیری تکنیک Tongue Blocking است.

سخنان اشمل در سمینار مزبور با یک جمله خطاب به عموم نوازندگان پایان می یابد :" موسیقی باید از روح و قلبتان نشات بگیرد، اگر با تمام وجود بنوازید، بدون شک مستمعین راضی و خرسند خواهند شد."


نوشته شده در چهارشنبه بیستم تیر 1386 توسط پو یا | لينك ثابت |
» عناوين آخرين مطالب ارسالي
»
» درباره سازدهنی
» بلوز
» یه دو نوازی گیتارسازدهنی
» نخستين قطعه موسيقي کلاسيک
» اموزشگاه داتیس
» عکس
» گوش کنید نظر بدین
» Sonny Boy اسطوره سازدهني بلوز (VI)
» Sonny Boy اسطوره سازدهنی بلوز(V)
» Sonny Boyاسطوره سازدهني بلوز(VII)
» تاریخچه سازدهني
» کارهایی از فرانز اشمل
» چندتا قطعه دیگه
» قطعاتی از sonny boy
» چندتا قطعه ی ساده
» آشنایی با سازدهنی دیاتونیک
» Sonny Boyاسطوره سازدهني بلوز(IV)
» Sonny Boy اسطوره سازدهني بلوز (III)
» Sonny Boyاسطوره سازدهني بلوز(II)
» Sonny Boyاسطوره سازدهني بلوز(I)
» ساز دهنی
» فرانز اشمل