X
تبلیغات
سازدهنی

سازدهنی

سازی تنها ( فراموش شده )

بعد از ۴ سال همچنان سازی تنها.....................

و ساز من خیلی وقته که از کیف چرمیش بیرون نیومده..................

منم شعار زیاد میدادم که سازدهنی همراه همیشگیمه و......

وقتی یکی میگفت وقت نمیکنم ساز بزنم

میگفتم ساز زدن که وقت نمیخواد تازه اونم سازدهنی که میتونی همیشه با خودت داشته باشی

ولی الان خودم

خیلی کار دارم..........

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم اردیبهشت 1390ساعت 1:8  توسط پو یا  | 

دیگه خسته شدم ازدست این مردم .........

به خدا هارمونیکا یه ساز کامله برای خودش دنیایی داره ولی همه به چشم اسباب بازی بهش نگاه میکنن.

به هرکی میگی ساز تخصصیم سازدهنیه یه لبخندتمسخرامیز میزنه میگه سازدهنی؟

 آمار وبلاگم که خودش بیانگر همه چیز هست

جان من بیاین یه کمکی بکنین

+ نوشته شده در  جمعه بیستم مهر 1386ساعت 18:37  توسط پو یا  | 

درباره سازدهنی

چیـن اولین كشوری است كه می توان آن را مبـدع سازدهنی دانست در 3000 سال قبل از میلاد در چین زمان حكومت امپراطوری نین كاوا سازی با زبانه های چوبی وجود داشت كه از نظر ساختمان و نوع صدا دهی بسیارشبیه به سازدهنی امروزی بود.
اما ریشـه سازدهـنی های امروز را بایـد در اروپا و خصوصـأ در آلمان جستجو كرد . در قرن 17 میـلادی برای كوك كردن صـدا ارگ كلیسـا از وسیله ای استـفاده می شد با تیغه های فـلزی كــه با دمیدن درسوراخـهای آن فركانس ثابتی تولید می شد. این وسیـله مشـابه دیاپازون و بسیار بزرگ تر از سازدهنی های امروزی بود. در حقیقت پدرآكاردئون ، ملودیكا و سازدهنی محسوب می شود . 

           هارمونیكا( سازدهنی)در سال 1818 توسط كریستین فردریك بوشمان 16 ساله اختراع و درسال1821 به عنوان سازدر برلین به ثبت رسید.
ساز اختراعی بوشمان بوسیله دمیـدن در تیغـه های فـولادی به صدادرمی آمد وشامل یکسری  زبانه از جنس  فولادی بود که به طور افقی چیده شده بودنـد و فقط نتـهـا با فوت كردن به صـدا در می آمدنـد . نتـها در سـاز ابداعـی بوشـمـان به صـورت كروماتیك و پشت سر هم قرار داشتند .
 او درنامه ای به برادرش ساز ابداعی خودراچنین توصیف نمود : ابزاری اختراع کرده که بسیار جالب است. حدود دوازده سانت طول دارد و بیست ویک نت را تولید می کند، تمامی حالات دینامیك واحساسی را اجرا می کند وقادربه نگهداشتن ارزش زمانی نتهابه هرمیزان دلخواه می باشد . بوشمان با سـفرهای زیـاد قابـلیت های منـحصر به فرد هـارمونیكـا به مردم اروپا نشـان داد.               

در سال هزار و هشتصد و بیست وشش میلادی شخصی بنام ژوزف ریختر اختراع بوشمان را با اضافه کردن ردیف دوم زبانه بالای اولین ردیف ولی در جهت  مخالف آن كامل نمود با ابداع  ریختر تیغه های ردیف پائین درهنگام که فوت كردن و تیغه های  بالا هنگامی که هوا به داخل مكش می شد‍ به صدا در می آمد.  

در سال 1857  یك ساعت ساز آلمانی  به نام ماتیوس هوهـنر  شروع به تولید و ساخت سازدهنی به صورت حرفه ای نمود . او در آشـپزخانه منـزل خود به كمك همـسر و یك كارگـر توانست سالی 650 ساز دهنی تولید كند و در سال 1924 كارخانه هوهنر تولید سازدهنی كروماتیك را آغاز نمود.      هوهنر از شهرت انواع فرمها ودسته جات موسیقی برای افزایش محبوبیت سازدهنی استفاده كرد.به عنوان مثال:مدل  مرین بند  (Marine Band) که معروفترین مدل ساز دهنی دیاتونیك می باشد  نیز از روی نام دسته  موزیک معروفی  در آمریکا به سرپرستی فیلیپ سوزا گرفته شده است . سوزا خودش روی جعبه ساز دهنی هوهنر را امضا می کرد و این جملات را می نوشت " ساز دهنی پایه و اساس زندگی موسیقیایی است ." خود او نیز یک مارش هیجان انگیز به نام جادوی ساز دهنی ساخت .هوهنر  در سال 1902 میلادی درگذشت .  
     كوچكی و صدای دلنشین این ساز باعث شد كه به سرعت بین مردم به محبوبیت خوبی دست یابد . بیـشترین توجه به سـازدهنی از طرف مهاجران اروپایی به آمریـكا صورت گرفـت. مردمـی كه از كودكی با موسیقی  مانوس بودند درسرزمـین جدید خود به دنبال سازهایی بودند كه بتوانند با صدای آنها دوری از وطن و سختی هایی كه با آنها دست به گریبان بودند را فراموش كنند .  
           سازدهنی به خاطرقابلیتهای منحصربه فرد خودعلاقه مندان زیادی بین آمریكاییهاخصوصأ كارگران سیاه كه مردمانی با استعداد بودند، پیدا كرد .نگاه پاك و كودكانه و گرایش زیاد آنها به موسیقی باعث شدكه با استفاده ازسازهای مستعمل اربابان سفیدخود دست به ابداع شیوه جدیدی از موسیقی بزنند .در این بین نوازندگان سیاهپوست سازدهنی با تأثیر از محیط وصـداهای اطراف خود از قبیل صدای جنگل، قطار ، جانوران و ... سبك جدید ی ابداع كردند .
    همانطوركه سازدهنی دراروپا جای خود را دراركستر های بزرگ كلاسیك باز می كردوآهنگسازان بیشتـربه قابلیت ها وتأثیر صدای دلنشین این سـاز، پی می بردنـد ، در آمریكا نیز سازدهنی خصوصأ در سبكهای جز ، بلوز . كانتری ، فولك و راك  مورد استفاده قرار گرفت. به طوری كه در سال 1930 بیش از دو هزار اركستر سازدهنی تأسیس شده بود . در نهایت در26 دسامبر سال 1965 سازدهنی توسط   شیرا ولی Schira Wally  فضا نورد ، پای را از كره زمین نیز فراتر نهاد .
+ نوشته شده در  جمعه بیستم مهر 1386ساعت 18:17  توسط پو یا  | 

بلوز


بلوز در شمار منابع جاز است . بلوز از موسیقی عامیانه سیاهان آمریکا ، مانند آوازهای کشت و کار ، آوازهای مذهبی و ترانه های بردگان مناطق گوناگون سرچشمه گرفت
زمان پیدایش بلوز معلوم نیست اما در حدود دهه 1890 این ترانه ها در کشتزارهای جنوب ایالت متحده خوانده میشده است
اولیه که بطور معمول با همراهی گیتار اجرا می شد Country Blues بلوز محلی
فرم یا سبک خاصی نداشت . فرم شاعرانه و موسیقیائی بلوز در حدود سال 1910 شکوفا شد . در دهه 1920 تب بلوز در میان سیاهان آمریکا بالا گرفت ، در همین دهه بود که بلوز به فرم موسیقیائی پر کاربردی بدل شد که علاوه بر آوازخوانان ، این سبک توسط نوازندگان جاز نیز به کار می رفت
تاثیر بلوز در سبک های مردم پسند مانند ریتم و بلوز ، راک اند رول و سول آشکارا دیده میشود . بلوزهای آوازی بیانی بسیار شخصی دارند . این آوازها اغلب به مضامینی همچون درد ، خیانت ، بی وفائی و عشق یک جانبه می پردازند . در این سبک از نت های افتاده ، سایه پردازی ریز پرده ای ، تاخیرها و عجله های ریتمیک و خزش های آوازی بهره میگیرند
ملودی های آنان شامل نت های بلو یا محزون متعددی است که با اندکی بم کردن نت های سوم ، پنجم و هفتم گام ماژور پدید می آید
W.C.Handy از برجستگان این سبک میتوان به ویلیام کریستوفر هندی
بسی اسمیت و از معاصرین به اریک کلپتون و بی بی کینگ اشاره کرد
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 2:8  توسط پو یا  | 

یه دو نوازی گیتارسازدهنی

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم مرداد 1386ساعت 2:24  توسط پو یا  | 

نخستين قطعه موسيقي کلاسيک

در سال۱۹۵۲نخستين قطعه موسيقي کلاسيک جدي براي هارمونيکا با نام Romance For Harmonica And Orchestra توسط Vaughan Willaims نوشته شد که قطعه خيلي زيبايي هم هست و Larry Adler آن را در Royal Albert Hall لندن اجرا کرد. البته قبل از اين هم تک و توک قطعات کلاسيکي نوشته شده بود مانند Suite Anglais که Darius Milhaud در سال ۱۹۴۲ نوشته بود و خود Larry Adler هم چند کنسرتو ي ويولن از ويوالدي و باخ و… را با سازدهني کروماتيک اجرا کرده بود. به هر حال هر سازي پتانسيل ها و محدوديت هاي خاص خودش را دارد. با اينحال استفاده از هارمونيکا در موسيقي کلاسيک رو به گسترش است و مثلا Villa-Lobos آهنگساز معروف نيز چند سال پيش يک کنسرتو براي سازدهني نوشت.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم مرداد 1386ساعت 2:21  توسط پو یا  | 

اموزشگاه داتیس

سلام به همه ی دوستان

توصیه من به همه ی کسایی که سازدهنی رو دوست دارن و میخوان اکادمیک و حرفه ای ساز بزنن

(البته بچه های تهرانی) اموزشگاه داتیس (خانه ی سازدهنی) آقای شادانفر که حرفه ای ترین مرکز اموزش این سازه

 

خيابان آزادي - نرسيده به وزارت كار شماره 341 واحد 8
66908377-66908378
+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم مرداد 1386ساعت 21:48  توسط پو یا  | 

عکس

1

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم تیر 1386ساعت 21:59  توسط پو یا  | 

گوش کنید نظر بدین

این قطعاترو استادهای ایرانی نواختن دقیقآ نمیدونم کدوم کارو کدوم استاد زده

ولی در کل اقایان امیرعباس ابوطالبی و منصور پاک نژاد و شهروز نوروزی

audio file بشنوید I Love My Mama

audio file بشنوید PanAmerican Blues


audio file بشنوید Fox Chase

audio file Isn't She Lovely

audio file Hungarian Dance No. 5

audio file Humblebug

audio file Peg O' My Heart

audio file Aranjuez

audio file Glass Harmonica

audio file بشنویدThe Good,The Bad & The Ugly

audio file بشنوید

audio.gif Tremolo Sample


audio.gif Lonesome Bedroom Blues

audio.gif Oh Susanna

audio.gif Wind

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386ساعت 2:30  توسط پو یا  | 

Sonny Boy اسطوره سازدهني بلوز (VI)

Sonny Boy Williamson 1899-1965
Sonny Boy Williamson 1899-1965
 
 
 
 
ویبره های سانی بوی کیفیتی بی نظیر و دست نیافتنی دارد و بسیار شبیه ویبره هایی است که درحین آواز خواندن عرضه می کند. شخصا نظیر این ویبره ها را در کارهای هیچ نوازنده دیگری نشنیده ام. تنها Howlin' Wolf تا حدی به او نزدیک می شود که او هم سازدهنی را از سانی بوی یاد گرفته و تا حدی هم Big Walter Horton . در میان نوازندگان سایر سازهای بادی هم –تا آن جا که شنیده ام- تنها ویبره های Louis Armstrong با سانی بوی قابل مقایسه است. برای نمونه به آهنگ زیر گوش کنید.

audio file به I Don't Know توجه کنید

همچنین به آهنگ Take It Easy Baby که بعدا به آن اشاره می کنیم.

در اینجا بد نیست اشاره کنیم به Howlin’ Wolf که با وجود اینكه خواننده و نوازنده گیتار بود، بعضا در قطعاتی سازدهنی هم می نواخته و آن طور که خود می گوید نواختن سازدهنی را از سانی بوی فراگرفته است. Howlin' Wolf را به هیچ روی نمی توان نوازنده ای تکنیکی دانست ولی لحن فوق العاده گرم و گیرا و پرطنینی در سازدهنی دارد و در ویبره های حلقی که اجرا می کند به وضوح تاثیر سانی بوی شنیده می شود.
سانی بوی سازدهنی را با شور و شوقی جانانه و تحرک و سرزندگی فوق العاده ای می نواخت. مثل سانی بوی اول اصراری به نواختن سولو در جواب آواز نداشت و گاهی به همراهی با آکوردهای مقطع یا نواختن جملات بیس (bass runs) اکتفا می کرد. می توانست به راحتی از ملودیهای آوازی (vocal) به آکوردهای پرطنین فرود آید (و بالعکس) و این کار را با چنان مهارتی انجام می داد که شنونده اش را چونان حرکات رفت و برگشتی جزر و مد به گونه ای هیپنوتیک مسحور و شیفته خود میکرد. در عین حال هنگامی که اراده به نواختن سولوهای پراحساس می نمود دیگر کسی جلودارش نبود. همانطور که Paul Oliver اشاره کرده سانی بوی به لطف Phrasing خاصی که دارد در ایجاد تنش های ملودیک بی نظیر است.

از لحاظ دینامیک نوازندگی فوق العاده بود و در هر آهنگ با روشی نظام مند و مرحله به مرحله تنش (Tension) موسیقیایی را بسط و گسترش می داد و تا هر زمان که می خواست شنونده اش را در این تنش دلپذیر نگه می داشت. به عنوان نمونه آهنگ Nine Below Zero را گوش دهید.

audio file Nine Below Zero

در مورد Louis Armstrong گفته اند که در هر تک نتی که می نواخت آن حس منحصر بفرد ریتم Swing ساری و جاری بود. فکر می کنم در مورد سانی بوی هم این نکته مصداق داشته باشد.

سازی که سانی بوی استفاده می کرد سازدهنی دیاتونیک 10 سوراخ مارک Hohner مدل Marine Band یا Old Standby بود. گاهی هم از مدلهای دیاتونیک 12 سوراخ یا 14 سوراخ استفاده می کرد. بندرت سازدهنی کروماتیک هم نواخته است مثل در آهنگ Dissatisfied . معمولا با سازهای گام Bb، C، D و F می نواخت ولی سازهای گام G ، A و E را نیز به کار برده است. از اکتاو بالای سازدهنی کمتر استفاده می کرد و اغلب آهنگ هایی که از او به جا مانده در پوزیشن دوم (Second Position) است که در این حالت نت پایه گام آهنگ ، درجه پنجم گام سازدهنی است (مثلا سازدهنی گام C را نوازنده در گام G می نوازد). چند آهنگ در پوزیشن سوم (Third Position) نیز دارد مانند آهنگ I Don't Know که در این حالت نت پایه گام آهنگ ، درجه دوم گام سازدهنی است (مثلا سازدهنی گام C را نوازنده در گام D می زند).

و بالاخره باید گفت سانی بوی علاوه بر اینكه نوازنده و آهنگساز ماهری بود، از ترانه سرایان برجسته بلوز هم به شمار می رود. بسیاری از آهنگهای او، به نوعی شرح زندگانی خودش و حدیث نفس است. آن هم در شرایطی که خوانندگان بلوز از دهه 50 با هدف دسترسی به مخاطب بیشتر ترانه های اتوبیوگرافیکال را به تدریج کنار می گذاشتند و حتی از ذکر نام مکانهای خاص در ترانه هایشان ابا داشتند.

در متن آهنگهای او اغلب شعرها، از طرف ضمیر من ( I …) روایت می شود و داستانهای زندگی او مثل حوادث مختلف زندگی، عشقش به همسرش ، زندانی شدن و ... را بیان می كند. همانطور که قبلا گفته شد روایت مسائل شخصی مانند آتش گرفتن خانه اش در West Memphis یا ماجرای خرید پونتیاک در آهنگ هایش کم نبوده است. وی با تیزبینی و درایت تصاویری واضح و موشکافانه از زندگی خصوصی و احساسات شخصی اش را به مخاطب عرصه می نماید و همین مساله به جذابیت بیشتر کارهای او برای علاقه مندان بلوز منجر شده است.

بدیهی است که آثار این دسته از هنرمندان را نمی توان بدون کنکاش در احوالات شخصی و جزئیات زندگینامه ایشان بررسی کرد. مضمون ترانه هایش را طیف وسیعی از تمنیات عاشقانه تا اشارات مطایبه آمیز در بر می گیرد. یکی از آخرین آهنگهایی که سانی بوی در آخرین حضورش در استودیو (در سال 1964) ضبط کرد نامش بود "Mattie Is My Wife" که گیتارش را Jimmy Page نواخته بود.

audio file به قسمتی از متن ترانه Help Me توجه کنید

You got to help me
I can't do it all by myself
You got to help me, baby
I can't do it all by myself
You know if you don't help me darling
I'll have to find myself somebody else

I may have to wash
I may have to sew
I may have to cook
I might mop the floor
But you help me babe
You know if you don't help me darling
I'll find myself somebody else

همانطور که می شنوید نواخته سانی بوی تواما ملودیک و ریتمیک است و در ضرب های دوم هر میزان دو آکورد دوتایی (Power Chord) چنگ را به صورت مقطع (staccato) اجرا می کند که ماهیتی مستقل از ملودی و جملات آوازی دارد و با ایجاد ضدضرب جلوه ریتمیک خاصی به آهنگ بخشیده است. صدای Hammond Organ که برای فضاسازی استفاده شده به زیبایی هر چه تمام تر با صدای سازدهنی جفت و جور شده است.
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386ساعت 2:24  توسط پو یا  |